پارت

پارت47

پ:جیمین
جیمین: بله پدر
پ: حواست به بچت و زنت باشه
جیمین: پدر
ا.ت: سلام آقا اگه اجازه میدید که من برم
پ: سلام کجا میخوای بری جایی و داری
ا.ت: بله میرم خونه خواهرم
پ:حامله ای
ا.ت: بله با اجازتون
پ: جیمین برو برسونش
جیمین: چشم
ا.ت: نه خودم میرم
جیمین: نه بیا بریم
تو ماشین بودیم
ا.ت: چرا حرکت نمیکنی
جیمین: نمیخوام بری
ا.ت: گفتم که همه چیز بین ما تموم شده
جیمین: عزیزم نگو اینجوری ببینمت
صورتشو گرفت بالا بوسش کردم
یکی به پنجره زد خیلی ترسیدیم
☆: منم نترسید چرا اینجایین
جیمین: بیا تو ماشین
☆: تو ماشین چیکار میکنید
ا.ت: میخوام برم پیش خواهرم
☆: مگه من میزارم
ا.ت: خب از جونم چی میخواید
☆: همه اینا تقصیر تو
جیمین: چیکار به من دارین
☆: خب راست میگه ا.ت بیا پیش خودم زندگی کن این پسره عوضی رو ول کن
جیمین: مگه من چیکار کردم
☆: هیچکاری خیانت کار ا.ت بیا بیرون بریم
مامانم دست ا.ت رو گرفت و رفتن بیرون
منم تو ماشین بودم که گریم گرفته بود
لینا: عزیزم چیزی شده
لینا اومد تو ماشین نشست بریم خونه
رفتیم خونه
لینا: خب من برم بخوابم خستم تو هم بیا
جیمین: خیلی عصبیم کردی

#جیمین
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۲۵)

پارت48لینا:چیشده جیمین: بچه از کیهلینا: تو دیگهجیمین: گفتم م...

پارت49لینا: تو اینجا چیکار میکنی☆: میخواستی زندگی پسرم رو خر...

پارت46جیمین: خودم هم نمیدونم من تاحالا دست اصلا به لینا نزدم...

پارت45جیمین: هیچی نگو حوصله ندارملینا: من این روزا خب خونه خ...

هرزه ی حکومتی پارت ۳ کوک :....قانون ۱ اصن توی اتاق کار من نم...

love Between the Tides³¹شبتهیونگرفتم بیمارستان تهیونگ: ببخشی...

love Between the Tides³⁷ا/ت: برای دوست دخترت خریدی؟ تهیونگ: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط