{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زود باور بودم

زود باور بودم
من می دانم
نباید به حرف هایش دل خوش می کردم
نباید به نگاهش عادت می کردم
آخر...
... دلچسب بود حضور کوچکش در تنهایی بزرگم
عالی بود شعارهای کودکانه اش مثل فیلم های رمانتیک عاری از تلخی واقعیت
نباید به صدایش سازم را کوک می کردم
نباید به دلش قلبم را هدیه می دادم
آخر...
نو بود دستان خشکش در دستان آزادم
عجیب بود مردمک های چشمش مثل نوای گریه نوزادی پاک
زود باور بودم
من می دانم ...
دیدگاه ها (۴)

حالا من و مانده ام یک دنیای پوچ !

: گاه خاطرات خـــنده دار ، ساده ترین بهانه برای گریـــــستن...

این روزها باید سیگار کشید.. نه بخاطر قیمت دلار که هر روز ب...

باور میکنید این شاهکار نقاشی با مداد باشه !!!!!! هزاربار لای...

پارت پنج

سناریو

Custom bride part : 9

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۳ | چیزی که نباید می‌دیدمصبح با ص...

ادامه پارت ۱۷ قسمت سوم

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season¹PART⁶(چه‌رین+)(تهیونگ–)«ا...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۳۰ | حقیقتی که پشت قرارداد پنهان ...

★彡   Part 60 彡★ "میدونستم دیر یا زود اینو باید بهت بگم. ببین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط