اومدم خونه، مادرم نمازش تموم شده بود، داشت دعا مي كرد، تا
اومدم خونه، مادرم نمازش تموم شده بود، داشت دعا مي كرد، تا منو ديد گفت: اينو مي گما خدا.... نمي دونم داشت پشت سر من به خدا چي مي گفت...!!!
میدونم داشت ازمن تعریف میکردمن به این خوبی والاخودم بایدازخودم تعریف کنم دیگه .هههههه
میدونم داشت ازمن تعریف میکردمن به این خوبی والاخودم بایدازخودم تعریف کنم دیگه .هههههه
- ۵۳۸
- ۳۱ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط