{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part : 42

رفتم دنبال سوا تا بریم خونم .
.
+سلام چطوری ؟
سوا : بنظرت خوبم ؟
+نه
سوا : عکس های جدیدشون رو دیدی ؟
+نه
:تهیونگ نه رفته عضله هاش در اومده ببین .
واشتم عکس های اعضا که توی ماموریت بودن رو می دیدم کوک خیلی تغییر کرده .  دلم براش تنگ شده .
+خب اول بریم یک چیز بخوریم بعد بریم کتاب خونه ....
: حله بریم .
ماشین رو روشن کردم و راه افتادیم .
توی راه آهنگ گوش می دادیم و پشت استادمون غیبت می کردیم .
بعد از کلی کلنجار که کجا بریم تصمیم گرفتیم بریم کافه خواهر نامجون .
این بار سوممه که می بینمش یک بار برای جشن پایان دبیرستان و یک بار تولدم و این بار برای حال و احوال پرسی ازش .......
رسیدیم اونجا ماشین رو پارک کردیم و وارد کافه شدیم رفتیم جلوی صندوق و با خواهر نامجون رو به رو شدیم اون هم که از ذوق کردنمون متوجه شد که آرمی هستیم و از وضعیت نامجون خبر داد و ما هم با اشتیاق گوش می دادیم .
بعد از ثبت سفارش و عکس گرفت باهاش رفتیم کنار دیواری که عکس اعضا بود و خاطرات آرمی ها روشون بود .نشستیم و شروع کردیم به صحبت کردن درباره رابطه بین سوا و تهیونگ .....
.
.
بعد از خوردن . رفتیم طرف کتاب خونه و حدودا تا ساعت ۱۱ : ۳۰ دقیقه شب درس خوندیم . خیلی خسته شدم . کتاب هارو مرتب کردیم و برگشتیم خونه امشب سوا پیشم بود . با هم ران بی تی اس رو دیدم و بعد خوابیدیم ...
هر هفته به عمارت کوک سر می زدم که کار ها خوب پیش بره یک عمارت شیک و عالی . تقریبا کاراش داره تموم میشه و فقط وسایلش مونده .
.
(یکسال گذشت )
.
.جین از سربازی برگشته بود و باهم وقت گذروندیم اون هم رفت به کار هاش برسه و یک برنامه به نام ران جین بیرون داد و آلبوم هپی هفته بعد هم قراره تورش شروع بشه.
توی این یک سال برگشته بودم به اون روز های تنهاییم .
آخر هفته با کوک صحبت می کردم می گفت که با نامجون و جیمین توی یک پادگانن . خوشحال بودم چون تنها نیست .
گروه پرسیم هم چون تی نسل سوم کی پاپ هست پیشرفت خوبی داشته . سونجه از اون موقع اصلا به من نگاه نمی کنه . حقشه یعنی چی ....
شب بود سگا رو برده بودم پیاده روی ... این دو تا هم باهم جفت گیری کردن و پرنسس بچه داره وقتی اینو به کوک گفتم گفت : خب صاحب هاشونم باید اقدام کنن والا سگا از ما زرنگ ترن .
از حرفش خندم گرفت .توی خیابون راه می رفتم که به گوشیم نوتیفی اومد از ویورس بود .
+جانم ؟
کوک اومده لایو . هاااااا ؟ مگه سر بازی نیست چی شد قلاده سگ ها رو محکم فشار دادم .
+ز‌ود باشین بیایین بریم خونه بدوووووو
من می دویدم و سگا هم پشتم توی راه داشتم لایو کوک رو نگاه می کردم چون خونه تموم شده رفته اونجا ولی کلید و رمز خونه دست منه چجوری رفته ؟
دیدگاه ها (۲)

Part : 43رسیدم به خونه سگ ها رو توی خونه اشان گذاشتم و  غذا ...

Part :44دستاش رو دور کمرم حلقه کرد و منو به خودش چسبوند .×حا...

https://wisgoon.com/rozalinaaaفالوشه...

جئون داری فن کشی می کنی خب بریم سراغ اصل ماجرا.... بچه من که...

جنون مافیا ☆part14S1☆جیمو: ولی... خب باشه حتما عشقم سرش شلوغ...

#دبیرستان_مخفی_من پارت ۲۴ کوک: بریمهانا: اوهومکوک:*براید بغل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط