{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

chapter 4"*frozen*

chapter 4"*frozen*
وارد اتاق کاریه پدر شدیم و هردو روی صندلی نشستیم.
خیره به پدر برای اینکه بفهمیم بعد این سکوت مرگبار و خفه کننده چه چیزی در انتظارمونه، چه چیزی در آینده مون منتظر ماست .
Fh : خیلی سخته که این حرفو خیلی واضح بهتون بگم، ولی مجبورم خیلی صاف و پوست کنده متوجه وضعیت بکنمتون، بچه ها شما بالغ و عاقل شدین و همچنین منطقی میدونم که میدونین شرکت وضع خوبی نداره مثله قبل نفس نمی‌کشه و ماهم توان سرپا کردنش رو نداریم ، بخاطر سرمایه هاش خیلی ها دنبالشن ولی من و آقای کیم برای این شرکت جوونی مون و خرج کردیم ، دلمون میخواد شماها که با سواد هستید و از امور اینجا به صورتی خبر دارین کمک کننده ی آینده ی این شرکت باشید ، و برای این کمک نیاز دارید ،..... به همدیگه، به بودن کنار هم ، من شمارو درک میکنم میدونم براتون سخته ولی باید باهاش کنار بیاید ما بهتون وقت میدیم سعی کنید به نیمه ی روشن و عمیق همدیگه بیشتر دقت کنید.. ، دلم نمیخواد الان حرفی بشنوم میتونید برید .
چیزایی که شنیدم باعث شد دوباره حس مزخرف یخ زدگی رو تجربه کنم لرز حسرت نا امیدی و خلوت..ترس.
به چشمای تهیونگ نگاه کردم تو شوک بود اون دیگه بهم مثله قبل زل نمیزد اون فقط به زمین نگاه می‌کرد ، قبله اینکه فرصت کنه سوار آسانسور شه زودتر از اون طبقه خارج شدم ، و سوئیچ ماشین شرکت و ورداشتم
#kook #teahkook #bts #fic 
#کوک #فیک #فیکشن #کوکمین #تهکوک
دیدگاه ها (۰)

~🐱🇯🇵 آپدیت | به نظر میاد یونگی‌مون تو ژاپن حسابی داره بهش خو...

پارت ۳ داشتم دور و بر رو نگاه می کردم که چشمم افتاد به همون ...

خب خب خب... (کپشن چک بشه ... حتما!)داره کم کم مدارس باز میشه...

یه بابایی توهمات ذهن آشفته ش رو ریخته بیرون و گفته:خانم‌های ...

پارت ۵ساعت ۱۱ و ۳۴ دقیقه_نویسنده "کارن":حدود ۲ ساعتی گذشته ب...

فکت های زندگی دانش آموزی !

پارت ۳۰ 🖤 چند ماه گذشت و زندگی بالاخره به حالت عادی برگشت.جی...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۱۰✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

the first lie

فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @karlykar...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط