{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#Strawberrywhiskey

#Strawberrywhiskey
#IU
PART:9

یونگی اروم جیمینو روی تخت گذاشت و خودش اونور تر خوابید، خیالش راحت بود که پسرک خوابه و نمیتونه دیگه بغلش کنه، اما دقیقا وقتی بخاطر این موضوع نیشخندی رو لـ//باش نقش بست، جیمین خودشو تو بـ//غلش مچاله کرد و خواب الود لـ//ب زد.

جیمین: میدونشتم یونی نینیو دوشت داله.

یونگی نا خوداگاه از این کار جیمین خنده ای کرد.

یونگی: پسره کله صورتی.

(8:00صبح)

یونگی با حس ورجه وورجه کردنای جیمین کلافه چشماشو باز کرد.

یونگی: اروم بگیر دیگه

جیمین: صب شوده پاشو

یونگی: ولم کن

جیمین: پاشو دیده نینی حوصلش شر لفته.

یونگی کلافه رو تخت نشست و دستشو تو موهاش فرو کرد.

یونگی: الان من بیدار شم چی تغییر میکنه؟

جیمین: اومم، نینی دیده حوصلش شر نیمیله. یونی املوز بلا نینی پاشتیل میخلی؟!

یونگی: نه

یونگی کلافه حولشو برداشت و وارد حموم شدـ

و جیمین مثل همیشه مثل جوجه اردکا پشت سرش راه افتاد.

یونگی: کجا میای؟

جیمین: ندا تن نینی تثیف شوده میخواد بیاد حموم.

یونگی: خب الان من میخوام برم.

جیمین: خب نینیم ببل

یونگی نوچی گفت وارد حموم شد و درو بست.

جیمین: یونی یونی

یونگی: بزار فقط دو دقیقه ارامش داشته باشم.

جیمین باکـ//سری رو با دستش از لای در به سمت یونگی گرفت

جیمین: اینو بوپوش

یونگی باکسر رو از دست جیمین گرفت و بعد از چند لحظه خیره بودن بهش پوشید.

یونگی: خب حالا برو بزار دو دقیقه تو حال خودم باشم

جیمین: پوشیدی؟

یونگی: اره اره پوشیدم حالا....

جیمین درو باز کرد و وارد حموم شد.

جیمین: خب نینیم اومد. حیحی.

یونگی: نگا کن نزدیک من نمیشی، فهمیدی؟!

جیمین: باجه

یونگی تمام مدت مشغول دوش گرفتن بود در صورتی که پسرک درحال کف بازی بود.

جیمین: یونی یونی

یونگی بدون اینکه به صحنه کیوت پشتش نگا کن گفت

یونگی: ها

جیمین: کف لفته تو چش نینی موسوخه.

یونگی نگاهی به صحنه پشت سرش کرد و بلند زد زیر خنده

جیمین: چلا میخندی، چشا نینی موسوخه

یونگی کمی اب رو صورت جیمین ریخت تا کفای رو صورتشو بشوره

یونگی: بیا شستمش

جیمین: اخیش ییی لظه فک کلدم کول شودم.

یونگیو جیمین بعد از 2.3ساعت از حموم بیرون اومدن در صورتی که قرار بود فقط 5.6دقیقه تو حموم بمونن.

جیمین وقتی دید یونگی حواسش به پوشیدن کت و شلوارش گرمه از فرصت استفاده کرد و دویید پیشه رانگ

جیمین: عمو، عمو

رانگ نگاهی به جیمین کرد.

رانگ: بله.

جیمین: عمو میشه بلای نینی پاشتیل بخلی. لفا

رانگ: اما اقا...

جیمین اجازه کامل کردن حرف رو به رانگ نداد.

جیمین: خواهشششش

رانگ: باشه براتون میخرم.

جیمین: حیحی. میسی.

یونگی: چیکار میکنی؟

جیمین: هیشی

یونگی: خوبه، برو صبحونتو بخور.

جیمین: نینی صوبونشو خوده الانم میخواد با یونی بیاد.

یونگی: نوچ، رانگ اینو سرگرمش کن.

جیمین سمت یونگی دوییدو دستشو محکم گرفت.

جیمین: نینی قول میده اذیت نتونه، پش نینیو با حودت ببل.
دیدگاه ها (۰)

#Strawberrywhiskey #IU PART:10یونگی: پس خوب گوش کن چی میگم. ...

#Strawberrywhiskey #IU PART:11یونگی عصبی غرید. یونگی: یا تا ...

#Strawberrywhiskey #IU PART:8جیمین: یونی توجاس؟ رانگ: جناب م...

#Strawberrywhiskey #IU PART:7یونگی: میری بیرون یا بیام بزور ...

#Strawberrywhiskey #IU PART:5یونگی: هوفف خب الان چیکاره ایم(...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط