{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...:

...:
گفتم:
مادربزرگ نمی‌خواهی بروی دکتر
چین و چروک دور لب‌هایت را برداری
کمی جوان شوی و زیباتر؟

خندید و گفت:
خدابیامرز پدربزرگت
مرا با همین اسناد و مدارک هم
سخت می‌شناسد
این‌ها رد بوسه‌های آن دورانند
ما به پای هم پیر نشدیم
که حسرت جوانی بخوریم

گفتم:
از کجا می فهمد، این لب همان لب است
و این غنچه همان غنچه؟

گفت باغبان هم نفهمد
گل که خوب می‌داند
در کدام باغچه روییده

رسول_ادهمی ...:
...:
دیدگاه ها (۳)

خانه های قدیمی را دوست دارمچایی همیشه دم بودروی سماورتوی قور...

این قانون آدمهاست،به دور، آتشی می رقصند که تو درآن می سوزی.....

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³¹(نایون+...

این داستان یک **فیکشن** صرفاً برای سرگرمی است و بر اساس شخصی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط