{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید خودم را ببرم خانه !

باید خودم را ببرم خانه !

باید ببرم صورتش را بشویم…

ببرم دراز بکشد…

دلداریش بدهم ، که فکر نکند…

بگویم نگران نباش ، میگذرد…

باید خودم را ببرم بخوابد…

“من” خسته است …!
دیدگاه ها (۳)

آینه می گوید : پیر شدی موهای مشکی ات سپید شده دستی بین مو...

قاصدک تو مشتم بود . یادم افتاد بهم گفته بودند :اگر قاصدک دی...

زندگی در حال بارگیری است ، لطفا صبر کنید … سرعت خوشبختی بسی...

چند روزه که یه مشکلی پیدا کردم . وقتی از سایتی عکس انتخاب می...

با #پاکستان دقیقا باید چیکار کرد ؟! 🤔باید گفت اول منو اتمی ب...

𝕯𝖎𝖑𝖊𝖒𝖒𝖆³«پارت فرعی»خسته رو تختت دراز کشیده بودی.مامان و بابا...

باید از خودم معذرت‌خواهی کنم...از خودم بابت تمام روزهایی که ...

پارت ۱۳: خانه‌یِ امنجونگ‌کوک، تهیونگ را به خانه‌یِ پدری‌اش ب...

مافیای من

سرنوشت(ویو شوگا)صبح که بیدار شدم، رایا هنوز خواب بود.صورتش خ...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

گمشده در روشنایی. P:5دو روز بود که ات بهوش نیومده بود و زند...

الماس زیبای من part⁵ویو کوک:- توی جلسه همش به فکر دخترم بودم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط