{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p



_بی قرارت میکنم جئون...
طوری که جلوم زانو بزنی

پوزخند زدم، دلم میخواست شیره ی وجودش کشیده شه

هرچند نباید انکار میکردم... که
"با این وجود بهش علاقه دارم"

اما غیر عادی نیست!

"عشق جاوבاט است!چرا کـہ عشق هماننـב یک گرבاب عاشق را همچو یک ناتواט غرق می‌کنـב؛
عاشق هرچنـב هم شناگر ماهرے باشـב اما בر گرבاب چشماט معشوق غرق خواهـב شـב!"

با این وجود خشم انتقام برای من شعله ور تر می شد.. قرار بود امشب پاسخ بدم.

..................................................
همه ی اون آدمای مهم داخل مهمونی ای بودن که من ترتیبش و داده بودم حضور داشتن.
خیلی موفق شده بودم... با قلب شکسته و ذهن خسته ..از صفر شروع کردم ولی بهترین خودم و گذاشتم.

اسمم به زبون همه بود..
و همه به من نگاه می کردن
اما..
داخل اون جمع شلوغ .. چشمم فقط یک نفر و می دید"جئون".

با همون لبخند همیشگی نزدیک شد اما همچنان بهت زده بود.

شاید نشون نمیداد ولی من از چشماش میخوندم

_زیادی دلتنگت بودم. و تو، خیلی موفق شدی..

باهاش دست دادم..خندیدم ولی از صد ها بغض برای من سنگین تر بود.

_درسته ولی شاید بخاطر همین به اینجا رسیدم!

اون شب جلوی همه ی سرمایه دار های مهم اعتبارش، اعتمادش و تمام دارایی هاش و گرفتم.. نیاز نداشتم ولی برای انتقام نیاز بود


ادامه دارد¡



#درخواستی #چند_پارتی #تک_پارتی
دیدگاه ها (۲)

p³(last part)آرههمیشه انتقام خوشحالی به همراه خود نمیاره.من ...

p¹شاید اگه پدرش ازدواج نمی کرد این اتفاقات داخل زندگی اش نمی...

p¹دلم برای آغوش های گرمش که برام با پناهگاهی امن برابری می ک...

ݼࡅ߭ـב ܢ݆ߺـߊ‌ܝ‌ࡅ߳ـ‌ـے בܝ‌ܟܿـࡐ‌ߊ‌ܢܚࡅ߳ـے. p³(last part)ـ٨ـﮩ...

#pain #P¹⁶«ویو تهیونگ » ناپدری تهیونگ: با خبر شدم دوستات نمی...

𝐭𝐡𝐞 𝐩𝐨𝐰𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐦𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞#𝐭𝐡𝐞_𝐩𝐨𝐰𝐞𝐫_𝐨𝐟_𝐦𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭 ⁸( ویو تهیون...

part:13name:عشق و جداییویو کوک بعد از رفتن تهیونگ و بورا بلن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط