میروم از کنارت .....اما پشیمان نیستم
میروم از کنارت .....اما پشیمان نیستم
میروم تا دیگری خلوت کند ....با عشق تو
در دل سنگ تو دیگر ...مهمان نیستم
به نهایتی رسیده ام
آخرین کبریت را میکشم در باد
هرچه بادا باد ...!!
به آخر رسیده ام به مرز هر تحمل و ......
به مرز انتهار رسیده ام
...به مرز اعتراف
به مرز عشق بی مرز عطش زده. ...به فصل تازه ای ... .به شاخه های یاس رسیده ام. ... بغل بغل... نفس کشان به نبض عاشقی....
میان پیله ای که خود تنییده ام
.....چگونه حس کنم که بال و پر زدم
.... به وادیت رسیده ام..؟؟...!!
میروم تا دیگری خلوت کند ....با عشق تو
در دل سنگ تو دیگر ...مهمان نیستم
به نهایتی رسیده ام
آخرین کبریت را میکشم در باد
هرچه بادا باد ...!!
به آخر رسیده ام به مرز هر تحمل و ......
به مرز انتهار رسیده ام
...به مرز اعتراف
به مرز عشق بی مرز عطش زده. ...به فصل تازه ای ... .به شاخه های یاس رسیده ام. ... بغل بغل... نفس کشان به نبض عاشقی....
میان پیله ای که خود تنییده ام
.....چگونه حس کنم که بال و پر زدم
.... به وادیت رسیده ام..؟؟...!!
- ۷۳۳
- ۲۷ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط