عاشق مغرور

عاشق مغرور
#پارت۱۸

-باشه ولی به یه شرط

آبروی راستشو بالا انداخت و گفت

-نه بابا شرط میزاری حالا چی هست شرطتتون

-پاستیل

-چی؟

-خوراکی میخوام

قهقه مردونش رفت هوا منو توبغلش گذاشت و سرمو رو سینش گذاشت و گفت
- تو هر موقع بخوای برات خوراکی میخرم عشقم
متعجب سر بلند کردمو گفتم

-چییی؟
-هیچی

شیطون گفتم چرا یه چیزی گفتی
-نه

زدم روشونشو گفتم
-گفتی
که به صورت دراز افتار رو تخت و منم افتادم روش و لبا..مون به ب...وسه در اومد

و این شد اولین بو. سه ی زندگیم...
دیدگاه ها (۱۲)

چند روز از آن شب گذشته بود.ات و تهیونگ بالاخره با هم حرف می‌...

پارت هدیه🎁part 45شوگا گفت بیا به هم برگردیملارا بدون معطلی گ...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۱ — یه مهمون جدیدصدای زنگ در دوباره بلن...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁷بوسه تموم شد.ولی هیچکد...

Like swan 🦢#like_swan 𝑃𝑇13ویو نامجون: روز امتحان: روز امتحان...

شاگرد لوس من

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت هفتمویو اتبا ناباوری به تهیونگ ...

چندپارتی جونگ کوک

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت"پارت "42" "ویو پارک آنجلینا (گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط