{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخدا غنچه ی شادی بودم

بخدا غنچه ی شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله ی آه شدم , صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید

عاقبت بند سفرم پایم بست
می روم , خنده به لب , خونین دل
می روم , از دل من دست بدار
ای امید عبث بی حاصل


فروغ فرخ زاد
دیدگاه ها (۵)

آرام و بی صدا با کوله باری از ای کاش ها......رهسپار این جاده...

برای بودن های که حقم نبود متاسفم .......برای نبودن های که حق...

می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه ی خویش بخدا می ...

برای تنبیه دلم تمامی آرزو هایم را به دست باد دادم .....که دی...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

~عشق و جدایی~~فصل دوم~Part:"13"ویو کوک×دیر کردی....خیلی دیر ...

به خداغنچه ی شادی بودمدست عشق آمد و از شاخـم چیدشعلــه آه شد...

به خدا غنچه ی شادی بودمدست عشق آمد و از شاخم چیدشعله ی آه شد...

ناله می لرزد ، می رقصد اشک آه ، بگذار که بگریزم من از تو ، ا...

بخدا غنچه شادی بودمدست عشق آمد و از شاخم چیدشعله آه شدم صد ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط