{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ببینمت...؟؟!!!!!! گونه هایت خیس است....

ببینمت...؟؟!!!!!! گونه هایت خیس است....
باز با این رفیق نابابت..... نامش چ بود...؟؟؟؟
هان......!!!! باران...... باز با باران قدم زدی...؟؟؟؟؟
هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی....!!!!! همدم خوبی نیست برای درد ها....
فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکند.....!!!!!!! باور کن.....!!!!
دیدگاه ها (۱)

یک ﺁﺩﻡ ﻫﺎیی ﻫﺴﺘﻨﺪﻛﻪ ﻭﻗﺘﻲ ﺷﺎﺩی ﻛﻨﺎﺭﺕ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪﭼﻮﻥ ” ﺣﺴﻮﺩﻧﺪ “… !ﻭ...

خدای خوبم عاااااااااشقتم....

بعضے وقتا یڪیو دوست دارے....ولے شرایط یہ جوریہ.....ڪہ هیچوقت...

واقعا همینطوره.... هروقت همزمان 2نفر رو دوست داشتید نفر دوم ...

✍✍✍تار شد هفت‌آسمان‌ِمن بیا مهتاب کن عکسِ احساس‌ِمرا بر خانه...

میل دارم که مثل آن ایّام،باز با من قرار بگذاریتوی دستان خالی...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓‌Part 2‌هان با تمام توانش دستش را عقب کشید.هان: گف...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 4فلیکس در را بست و نگاهش بین هان و رئیس جابه‌...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 9هان با تردید از ماشین پیاده شد.رستوران کوچک ...

پارت ۵ساعت ۸ و ۳۹ دقیقه شب_نویسنده "کارن":بعد از خروج سرباز ...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 5چند ثانیه...فقط سکوت.هان بدون اینکه نگاهش را...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 23صدای باران روی شیشه‌ی اتاق کنترل می‌خورد.فل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط