{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت چهل و دوم part

پارت چهل و دوم / part42
شوگا :
صدای همهمه بقیه به گوشم میرسید
_من‌که دلم برات تنگ شده بود هیونگ ، چجور دلت میاد اینکارو بکنی ؟ پنجره اتاقم ؟ قبلا پنجره اتاقمون بود !
جیهوپ :
_شوگاا چی میگه این حرومی ؟
شوگا :
_او..اون..
تهیونگ :
چندان دور نشده بودم با صدای گلوله به سمت خونه دویدم
_جانگ‌کوک!!نه
کل راهو اسمشو صدا میزدم
جانگ‌کوک :
صدای تهیونگ به گوشم میرسید که مین یونگی رو صدا میزد از روی کنجکاوی به اتاقم رفتم لباسای اوکی پوشیدم
و از پنجره اتاقم نگاه میکردم ، چیز عجیبی نبود از پلیس بودنش آگاه بودم اما تهیونگ ..
_تعجب میکنم روز اولی که دیدمت نشناختمت ! بعد چند سال شاید حق داشتم ؟
تهیونگ :
_چخبره ؟
جونگ‌کوک:
با صدای بلند قهقه زدم
_و تو..حتما یکی از اینایی
تهیونگ : دستامو مشت کردم نمیدونستم چخبره
_کیا ؟
جونگ‌کوک :
_نخندونید منو .!
تهیونگ :
_نه .. نه من چیزی نمیدونم
جونگ کوک :
_تعجب میکنم که زندت گذاشتن ، تو از این خونه بیرون رفتی پس حتما فکر میکردن قاتل تویی
اما الان حتی رفته بودی دور دور
شوگا :
_اینطور نیست !
جیهوپ :
_ما بدون مدرک کاری نمیکنیم‌،متوجهی که؟
جونگ‌کوک :
براشون دست زدم و همین‌طور میخندیدم
_درسته اینکه از در اومد بیرون چی؟ یه مدرکه
بعدشم حداقل باید میبردیش همون جهنمی که توش کار میکنید برای بازجویی ، خودت میدونی که
جیهوپ :
_میبینم که انگار تجربه داری
تهیونگ :
_همتون از اینجا برید ! همتون
شوگا :
_تو..تو نمیخواستی با ما حرف بزنی
تهیونگ :
_ما قاتل نیستیم فقط بریید !
شوگا : نفس عمیقی کشیدم
_بیاین از اینجا بریم
تهیونگ :
_درو باز کن همشون دیدی که رفتن
جونگ‌کوک :
_دروبازکنم؟
+لطفاً .. باز کن
_جالبه تو همون هستی که قبلا حاضر بودی هرکاری کنی بری بیرون ..برو دیگه
+میشه..بازکنی؟
_ چرا درو باز کردی ؟
+ولی شما چیزیتون نشد
تهیونگ :
با مشت درو میکوبیدم و خواهش میکردم درهمون حین گریه میکردم
روی زمین نشسته و زانوهامو بغل کردم اما انتظار نداشتم درو باز کنه ..
جونگ‌کوک :
_ته..تهیونگ؟
تهیونگ :
ناخوداگاه بغلش کردم و گریه میکردم
_چر‌.‌.چرا اینکارو با من میکنی؟
《پارت بعد امار ۲۷۰ ، دویست و هفتاد . لایکا بالا باشه بوس 》
#BTS #Army #Taehyung #V #Jungkook #Jimin #J_hope #Jhope #RM #Jin #Suga #Ho_seok
#بی_تی_اس #آرمی #تهیونگ #وی #کیم_تهیونگ #جونگ_کوک #کوک #کوکی #جئون_جونگ_کوک #رمان #جیمین #موچی #پارک_جیمین #یونگی #شوگا #گربه #پیشی #مین_یونگی #جیهوپ #جانگ_هوسوک #هوسوک #آر_ام #نامجون #کیم_نامجون #جین #کیم_سوک_جین #گی #مافیا #بلک_پینک #لیسا #جنی #رزی #جیسو
دیدگاه ها (۳۷)

پارت چهل و سوم / part43جانگ‌کوک :_ یا چرا گریه میکنی ؟ اروم ...

پارت چهل و چهارم / part44جونگ‌کوک :آروم لپ‌های نرمشو بوس کرد...

پارت چهل و یکم / part41تهیونگ در رو باز میکنه بیرون از خونه ...

پارت چهلم / part40جانکوک :نمیخواستم اونقدری وابستش بشم که ته...

شب تولدم پارت 9ویو ات: روی تخت نشسته بودم گریه میکردم که جون...

بدون تو p4 قسمت اول

خدمتکار ۱. ببخشید خانوم ات. چه بخشیدنیات. همگی گمشید بیرونهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط