وقتی چشامو باز کردم رو تخته اتاق بهداشت مدرسه بودم

وقتی چشامو باز کردم رو تخته اتاق بهداشت مدرسه بودم..
هیچکسم نبود..


_آهههه برا بار چندممه که موقع اوت کردن میگرنم بیهوش میشمم؟ خو اخه چرا جلو جیمیننننننننن..


بلند شده بودم و خواستم برم بیرون... ک سرم گیج رف.. همیشه همین بوده.. باید یه چن دقیقه صبر کنم تا خوب شم.. لنگون لنگون تا در رفتم تا خواسم بازش کنم در خودش باز شد و جیمین اومد جلو روم...

موچی: جن دارم؟

_ها؟ چ ربطی داره؟


موچی: گفتی چرا جلو رو جیمین.. خو مگ جن دارم که اینشکلی میگی؟ میگرن میگرنه حرف حالیش نیس که بفهمه کی باید اوت کنه و کی باید نه..

_مامانم گ.....


میخواستم حرفمو بزنم ولی سرم گیج رفت و داشتم می افتادم که براید استایل بغلم کرد و گذاشتم رو تخت

موچی: اره مامانت گف.. لیا ازت بدم میاد که فقد دردسری..

_نگران نباش عاشقت نیسم که بچسبم بت. بزار امروز تموم شه.. دیه حتی سمتتم نمیام و نمیبینمت.

موچی: کلاسامون یکیه ب هر حال همو میبینیم.

_با هم حرف نمیزنیم. درست عین یه غریبه. الانم نیاز نبود بیای.

موچی: نمیخواسم بیام. با دادی که زدی مجبور شدم بیام ببینم چته.

_خیلی خب ممنون که اومدی. حالام اگ میشه برو.

موچی: اوک. ا خدامه.
خدافز..
دیدگاه ها (۳)

بدم میاد ازش خیلی.. خیلی بدم میاد چرا اصن ب اون برمیخورم؟ خد...

تازه داشتم گرم میشدم و میرفتم تو بهر داستان که یه صدایی شنید...

+کی به کی میگه هرزه؟ وقتی داشتم برمیگشتم سمتش دستمو گذاشتم ر...

_گفتم بسههههههههسوهون که تا همین الان ساکت بود... لب وا کرد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط