HIDDEN LOVE
HIDDEN LOVE
part18
ویو جونگکوک:رفتم اتاق دیدم که کج خوابیده(انتظار داشتین بنویسم مثل فرشته؟😂)
موهای ریخته بود رو صورتش
یواش بیدارش میکردم
جونگکوک:بورام پاشو
بورام:بابا ولمون کن دیگه
جونگکوک:بلند شو تو حالا
بورام:پیرزن خرفت
جونگکوک:با من بودی؟؟؟
بورام:نه پس با خودمم
جونگکوک:عجب تا دیروز جیغ جیغ میکردی الان میگی بهم پیرزن خرفت من اولا مرد هستم نه زن😐
بورام:زیاد فرق ندارن
جونگکوک:(آخرش از شونه هاش کشید بلندش کرد)
بورام:چی میگی؟(خواب آلود)
جونگکوک:(جعبه رو گرفت سمتش و بازش کرد) تقدیم به شما
بورام:برامنه؟؟؟(هیجان )
جونگکوک:بله برا شما من برم یه تماسی بگیرم بیام
ویو بورام:داشتم همینجوری بهش نگا میکردم یهو در زده شد زود پشت بالشم قایم کردم
بورام:بیا تو
اون......
《۷ لایک ۶ کامنت》
part18
ویو جونگکوک:رفتم اتاق دیدم که کج خوابیده(انتظار داشتین بنویسم مثل فرشته؟😂)
موهای ریخته بود رو صورتش
یواش بیدارش میکردم
جونگکوک:بورام پاشو
بورام:بابا ولمون کن دیگه
جونگکوک:بلند شو تو حالا
بورام:پیرزن خرفت
جونگکوک:با من بودی؟؟؟
بورام:نه پس با خودمم
جونگکوک:عجب تا دیروز جیغ جیغ میکردی الان میگی بهم پیرزن خرفت من اولا مرد هستم نه زن😐
بورام:زیاد فرق ندارن
جونگکوک:(آخرش از شونه هاش کشید بلندش کرد)
بورام:چی میگی؟(خواب آلود)
جونگکوک:(جعبه رو گرفت سمتش و بازش کرد) تقدیم به شما
بورام:برامنه؟؟؟(هیجان )
جونگکوک:بله برا شما من برم یه تماسی بگیرم بیام
ویو بورام:داشتم همینجوری بهش نگا میکردم یهو در زده شد زود پشت بالشم قایم کردم
بورام:بیا تو
اون......
《۷ لایک ۶ کامنت》
- ۵.۹k
- ۰۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط