{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غم را روانه کرده ام به دور دست ها

غم را روانه کرده ام به دور دست ها
نشسته ام
پشت پنجره ی بهار
بوسه می زنم بر شعر ،گل، قهوه و موسیقی
و مشت مشت شادی در خانه می پاشم
می خندم
و به فاصله ی من تا من فکر می کنم
قهوه ام را تلخ سر می کشم
و طعم گس زندگی را فراموش می کنم
قوی بودن انتخاب من است .
دیدگاه ها (۳)

شاید امید تو صفحه بعدی باشه کتاب زندگیت رو نبند !.

زندگی را ورق بزنهر فصلش را خوب بخوانبا بهار برقصبا تابستان ب...

لعنت به همه قانون های دنیا که در آن شکستنِ دل پیگرد قانونی ن...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

با عطرِ دلبرانه ی کتاب هایِ نو و طعمِ گسِ خرمالو ...ما دیگر ...

موسیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط