❤حتما بخونید❤
❤حتما بخونید❤
نوشته ای از برد پیت در مورد همسرش....
همسر من مریض شد.او همواره به دلیل مشکلات در محل کار، زندگی شخصی، شکست در زندگی شخصی و فرزندان عصبی بود.
او 30پوند از وزنش را از دست داد و فقط 90پوند وزن داشت. او بسیار لاغر شده بود و به طور مداوم و بی اختیار گریه میکرد.او زن خوشحالی نبود از سردرد، دردقلب و ناراحتی اعصاب مداوم زجر می کشید.او خواب درستی نداشت،کم می خوابید و در طول روز زود خسته می شد.
رابطه ی ما در آستانه ی شکست و جدایی بود. او داشت زیبایی اش را از دست میداد، حاضر به بازی کردن در هیچ فیلمی نبود. من امیدم را از دست داده بودم و فکر میکردم به زودی از هم جدا می شویم.
اما ناگهان تصمیم گرفتم به عمل کردن، میدانستم من زیباترین زن بر روی زمین را دارم، او بت زیبایی بیش از نیمی از مردان و زنان بر روی زمین است و من تنها کسی بودم که اجازه به خواب رفتن در کنار او و در آغوش گرفتنش را داشتم،شروع کردم به سرریز کردن او با گل و بوسه و عشق و در هر لحظه او را سورپرایز می کردم. در ملاء عام فقط در مورد او صحبت می کردم.او را در مقابل خود و دوستان مشترکمان ستایش می کردم.
شما آن را باور نمیکنید اما او روز به روز احوالش بهتر می شد. او وزن خود را به دست آوزد دیگر عصبی نبود حتی بیشتر از همیشه مرا دوست داشت. من نمی دانستم که او تا این حد توانایی عشق دارد.
و پس از آن متوجه یک مطلب شدم:
زن بازتابی از رفتار مردش است. اگر شما زنی را تا نقطه ی جنون دوست بدارید،او هم به همان مجنون تبدیل خواهد شد
برد پیت
نوشته ای از برد پیت در مورد همسرش....
همسر من مریض شد.او همواره به دلیل مشکلات در محل کار، زندگی شخصی، شکست در زندگی شخصی و فرزندان عصبی بود.
او 30پوند از وزنش را از دست داد و فقط 90پوند وزن داشت. او بسیار لاغر شده بود و به طور مداوم و بی اختیار گریه میکرد.او زن خوشحالی نبود از سردرد، دردقلب و ناراحتی اعصاب مداوم زجر می کشید.او خواب درستی نداشت،کم می خوابید و در طول روز زود خسته می شد.
رابطه ی ما در آستانه ی شکست و جدایی بود. او داشت زیبایی اش را از دست میداد، حاضر به بازی کردن در هیچ فیلمی نبود. من امیدم را از دست داده بودم و فکر میکردم به زودی از هم جدا می شویم.
اما ناگهان تصمیم گرفتم به عمل کردن، میدانستم من زیباترین زن بر روی زمین را دارم، او بت زیبایی بیش از نیمی از مردان و زنان بر روی زمین است و من تنها کسی بودم که اجازه به خواب رفتن در کنار او و در آغوش گرفتنش را داشتم،شروع کردم به سرریز کردن او با گل و بوسه و عشق و در هر لحظه او را سورپرایز می کردم. در ملاء عام فقط در مورد او صحبت می کردم.او را در مقابل خود و دوستان مشترکمان ستایش می کردم.
شما آن را باور نمیکنید اما او روز به روز احوالش بهتر می شد. او وزن خود را به دست آوزد دیگر عصبی نبود حتی بیشتر از همیشه مرا دوست داشت. من نمی دانستم که او تا این حد توانایی عشق دارد.
و پس از آن متوجه یک مطلب شدم:
زن بازتابی از رفتار مردش است. اگر شما زنی را تا نقطه ی جنون دوست بدارید،او هم به همان مجنون تبدیل خواهد شد
برد پیت
- ۸۴۹
- ۱۳ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط