{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی میری پیشش باشگاه و...

وقتی میری پیشش باشگاه و...

ادامه ی پارت ۱


کوک: بله(صدای گرفته)
تهیونگ:کوک...کجایی...چرا جواب نمیدی...صدات چرا گرفته اس...تا این وقت صبح کجا رفتی...هرچقدر هم زنگ میزنم جواب نمیدی...
کوک: تهیونگ...اینقد سوال پیچم نکن...فقط دارم با آجیم درد و دل میکنم...(بالا کشیدن دماغش)
تهیونگ: دوباره رفتی تو اون قبرستون...من دیروز کلی باهات حرف زدم...ولی کو گوش شنوا...
کوک: تهیونگ...قول میدم یه چند ساعت دیگه بیام...فق بزار پیش آجیم باشم...
تهیونگ دیگه نمیتونست مقاومت کنه..‌‌.
تهیونگ:خیل خب...فق زود برگرد..‌.
کوک: ممنون...
.
.
.
.
کوک: ا.ت...فردا شب دوباره برمیگردم پیشت...کنارت گریه میکنم تااا خود صبح:)
مواظب خودت باش...
...........
دیدگاه ها (۳۱۶)

وقتی میری پیشش باشگاه و...         فصل دوم پارت ۲ "ویو جیمین...

وقتی میری پیشش باشگاه و...      فصل دوم پارت ۳ (ویو تهیونگ)ن...

وقتی میری پیشش باشگاه و.‌..         فصل دومپارت ۱ (ویو کوک)ا...

۱۴۰۲ هم قراره ب طرز فاکیی پیش بره...مونبین روحت شاد...اون با...

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک /پارت ۵۶ تهیونگ : اومدم از این جا ب...

دلنشگاه وانیلی‌فیک تهکوک /پارت۴۰ تهیونگ : اوه این .. آره تو ...

part:¹³ نیشخندی زد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط