lovely life

lovely life

Part 1


داخل خوابگاه کمپانی بودم شکمم درد میکرد بخواطر همین گفتم برا خودم دمنوش درست کنم
با اینکه از دمنوش متنفر بودم اما چاره ای نداشتم
قطعا قراره pms شم

دمنوشی که درست کرده بودم داخل یک لیوان سفالی سفید ساده ریختم
یکدفعه لیوان با صدای بلند ترکید و افتاد زمین
بخواطر گرمای زیاد دمنوش اینشکلی شد
شکمم درد میکرد و داشت مود احساسی بودنم بخواطر pms شکوفا میشد وبخواطر شکستگی لیوان ناراحت شدم
پلاستیک برداشتم و خواستم لیوانو جمع کنم که داخل دستم رفت
خون میومد
منم زدم با صدای بلند گریه
چون کمپانی اجازه گوشی داشتن بهم نمیداد
گوشی نداشتم بخواطر همین با تلفن اونجا که فقط شماره اعضا داشت زنگ زدم
رو یکیش کلیک کردم تار می‌دیدم نمی‌دونستم کیه جواب نداد ۴ باز این کارو تکرار کردم هیچ کدومشون جواب نمی‌دادن تا آخرش یکی جواب داد اصلا اهمیت نمی‌دادم کیه مطمئن بودم یکی از اعضاست دیگه

جیمین: آلو شلام ات
ات: هققققق جیمیننن بیا منو از اینجا ببرررر
جیمین: آروم باچ الان میام(نگرانی)

جیمین ویو
سوار ماشین شد و به سرعت سمت خوابگاه رفتم
رمز اتاق اتو زدم و وارد شدم
ات جلو در بود شاید ۲ متر فاصله داشت
و گریه میکرد هنوز تلفن اینا دستش بود
رفتم جلوش زانو زدم تا تازه به قدش رسیدم

جیمین: چیشدههه؟؟؟
ات:(درحال گریه که انگشت اشارش که داره خون میاد نشون داد و این کارش کیوت بود)


lovely life:زندگی دوست داشتنی

شرط پارت بعد
لایک ۱۵
کامنت ۱۵
دیدگاه ها (۲۰)

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

پشتِ دیوارِ سردتدو هفته گذشته بود.دو هفته‌ای که توی اون، من ...

پارت ۷ویو ات + خب جیمین چیکارم داشتی × راستش ات ........- خب...

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

پارت ۳ اشتباهی آپ شده جابه جا شدنوقتی یهو p4 جیمین : کوک (...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۸۰| بعد از اون مهم...

پارت ۳ ویو ا.ت حس میکردم کمی آروم تر شدم نمیدونم اگه جین کنا...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸ویو میکا_____ماشین هن...

پارت ۱ ویو ا.ت صدای خنده داخل فضا پیچیده بودهر کسی چیزی می‌گ...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط