باران می بارید...
باران می بارید...
کودک نگاهی به سوراخ چکمه اش انداخت!
لبخندی زد
سرش را رو به آسمان کرد وگفت: " خدایا ناراحت نباش "
" امشب می دوزمش...!
#قاصدک
کودک نگاهی به سوراخ چکمه اش انداخت!
لبخندی زد
سرش را رو به آسمان کرد وگفت: " خدایا ناراحت نباش "
" امشب می دوزمش...!
#قاصدک
- ۱.۰k
- ۲۵ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط