پارت

پارت ۸
ات: بیهوش شد
همین که ات بیهوش شد جیمین میرسه
کلی هانا رو میزنه شکنجش میده تا اینکه به ات میرسه میبینه ات بیهوش شده کلی گریه میکنه
جیمین: ات قشنگم بیدار شو لطفا موچیتو تنها نزار لطفا پاشو اگه بهت شکنجه دادم بد رفتاری کردم ببخشید اتتت پاشوووو اگه بیدار نشی جیمین میمیره جیمین نمیتونه بدون تو زندگی کنهه لطفا پاشو
ات بهوش اومد دید که جیمین بالا سرشه داره گریه میکنه
ات: جیمین
جیمین: جانم
ات: چرا گریه میکنی؟!
جیمین: بخاطر خانوم موچی خودم
ات: میشه بغلم کنی؟!
جیمین: باشه بیا بغلم
جیمین‌ ات رو بلند میکنه و میبرتش خونه و شر صورتش رو تمیز میکنه و بغلش میکنه
جیمین: ات
ات: جانم
جیمین: اگه تا الان باهات بد رفتاری کردم شکنجت دادم ببخشید
ات: اشکالی ندارع
جیمین: ات
ات: جانم
جیمین: یه لباس خوب بردار باید امشب بریم بار
ات: اوکی ولی من لباس ندارم
جیمین: بیا بریم خرید
ات: باشه
رفتن خرید لباس خریدن بعد جیمین برای ات و خودش پشمک خرید
پارت بعدو فردا میزارم
دیدگاه ها (۳)

جیمین لاورا (یک نمونش خودم)سالمین؟!من مردم#نفر_بعدی_در_کار_ن...

پارت ۹ات پیراهن رو پوشید(عکس پیراهن اسلاید ۲)رفت پایینجیمین:...

پارت ۷هانا که دوست دختر قبلی جیمین بود از این که میفهمه جیمی...

پارت ۶ات از اتاق بیرون اومد که جیمین بهش گفتجیمین: ات بابت ا...

سناریووقتی باهات دارن دعوا میکنن که یهو یه بشقاب رو برمیدارن...

جیمین فیک زندگی پارت ۷۸#

پارت ۵۳ویو شب شب عروسی جیمین با یه لباس مخصوص در قصر منتظر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط