{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر سکوتهایم سرد شد...

دیگر سکوتهایم سرد شد...
نه به سردی هوا...
نه به سردی دستانت...
به سردی لحنت...سکوتم سرد شد...
سرد...سرد...سرد...
تو با لحن سردت دلم را آتش زدی...
و من هم بانگاه سردم...دنیا را خاکستر خواهم کرد
تقصیر من نیست...
تو به من اینگونه آموختی...
تو حتی لحظه ی دستت را هم بمن ندادی...
حتی در خیالمممم
دیدگاه ها (۱)

چرا شعری نمی گویی برای حال تبدارمچه میخواهی تو از جانم که دس...

آرام بخوان چون آهسته نوشتم ، بی پروا بخوانچون از خود نوشتم ،...

دلتنگم...لبخند دروغکی چرا...؟؟خوب نیستم...مثل قرصی که نیمه ش...

دلم برای یک نفر تنگ است نه میدانم نامش چیست...و نه میدانم چه...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ چند دقیقه بعد، ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ با زحمت از تخت ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

اعتیاد من بهت.

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

پارت ۴۵

پارت چهارم ❤️ایزوکو هنوز نمی‌توانست نگاهش را از کاتسوکی بگیر...

میبخشی پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط