{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت[13]
تهیونگ:ببرینش داخل ماشین بریم سمت عمارت

خلاصه میرسن عمارت
تهیونگ:ببرینش داخل اتاق بزارینش رویه تخت

چند ساعت بعد
ویو ا/ت:جیغ میزنه من کجام اینجا کجاسسسس یهو یادش اوند آخرین بار با تهیونگ بوده
که بعد تهیونگو صدا میزنه
تهیونگگگگ
تهیونگ جوابشو نمیده
تصمیم میگیره خودش بره بیرون میخواد درو باز کنه در باز نمیشه بعد یهو شروع به گریه کردن میکنه تهیونگ من مطمئنم تو اون بیرونی لطفا بیا درو باز کن هیق...تهیونگ شی هیق.... چرا اینکارو میکنی هیق...
تهیونگ:درو باز میکنه سلام بیبی
ا/ت:به من نگو بیبی هیولایه کثیف (هوووو خودتی ا/ت😐)
تهیونگ:هیش تند نرو بهت گفته بودم
ا/ت چیو؟
تهیونگ:من وقتی یچیزو میخوام حاظرم هزار نفرو بکشم تا اونو بدستش بیارم وقتی که عاشق بشم دیگه بدتر ادامشو بهت نگفتم ولی بزار الان بهت بگم اگر عاشق ینفر بشم و اون منو نخواد حاظرم خودشم آزار بدم تا منو بخواد
ا/ت:تهیونگ چیمیگی
تهیونگ:یا منو مثه بچه آدم قبول میکنی یاهم بزور تورو عاشق خودم میکنم
ا/ت:چجوری وقتی ینفرو دوس داری میخوای بهش آسیب بزنی تهیونگ؟
تهیونگ:چون واقعا میخوام برایه من بشه
ا/ت:راستش من بهت یه حسایی داشتم ولی بهت اعتماد نکردم وقتی ام که الان اینکارو با من کردی دیگه اصلا نیمتونم قبولت کنمو بهت اعتماد داشته باشم
تهیونگ:الان ینی اون حسی که به من داشتی از بین رفته؟
ا/ت:اره از بین رفته
تهیونگ:میره جلو....


ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

پارت[14]تهیونگ:میره جلوا/ت:نیا نزدیکم هیق [ همینجوری داشت اش...

پارت[15]ا/ت:تهیونگ بیا صحبت کنیم خواهش میکنم من نمیتونم اینج...

پارت [12]تهیونگ:الوبادیگاردش:الو سلام آقای کیم تهیونگ:میگم ک...

پارت [11] ا/ت:اوم تهیونگتهیونگ:بله؟ا/ت:چجوری بهت اعتماد کنم؟...

p/2وقتی بهت سیلی میزنهـ-فهمیدی؟(عربده)+خفه شو تو کی هستی که ...

Part 14کوک ویو امروز میرم با ا،ت حرف میزنم نمیخوام رابطمون ب...

مه در میانه جنگل Part8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط