{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت بیست و پنجم:خدانگهدار

پارت بیست و پنجم:خدانگهدار
(Rose)
آرنجش روی زانوهایش قرار داشت. و هنوز لباسش را در نیاورده بود. چندتار موی غرق در عرق به روی پیشونی اش چسبیده بود. "برات بلیط پرواز گرفتم"
حتی کنجکاو نشد کجا میره؟
با کی میره؟
با چی میره؟
فقط گفت.
سولار:ساعت چند؟
دلین:الان ساعت ۰۵:۰۰ صبحه. ساعت ۰۶:۰۰ صبح میریم. نیم ساعت دیگه هم حرکت می کنیم
میریم.
می کنیم.
منظورش سولار،سونگ آه و خودش بود.
طاقت نیاورد.
باید حال سولار عوض میشد.
دلین:میریم آمریکا
سولار:اهوم
تنها جوابی که داشت،همین بود.
از بیرون مانند زنی بود که فقط برای تفریح سفر میکنه،نه برای فرار!
وقت خداحافظی بود.
با کشور کره.
با اون همه خاطره.
هرچند که،خداحافظی اصلی خیلی وقت پیش انجام شده بود.
برادر دلین توی آمریکا بود.
دلین خیلی هیجان داشت تا اونها رو باهم آشنا کنه.
و از طرفی،واقعا می خواست تهیونگ رو بکشه و از سولار بپرسه چرا؟
مگه نمیگفت عاشقشه؟
پس چی شد؟
با این وجود،چیزی نگفت. تا مبادا حال سولار بدتر بشه.
از زمان اومدنش لحظه ای نبود که سونگ آه رو رها کرده باشه.
محکم تر به خودش فشرد. "وقتشه که یکم تغییرات اینجاد کنیم"
دیدگاه ها (۰)

پارت بیست و ششم:فراموش شده(Rose)روی صندلی انتظار نشسته و فقط...

نام رمان:راز لس آنجلس~~~~~~~~~~شخصیت ها:کیم سولار، کیم تهیون...

پارت بیست و چهارم:بازگشت به آغوش خانواده(Rose)دلین به محض مت...

پارت بیست و سوم:غریب آشنا(Rose)چطور این عشق شکل گرفت؟چطور ای...

پارت دوازدهم:دوستی غیر منتظره(Rose)دلین ۲۶ سالش بود. ۲ سال ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط