{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اعتراف میکنم تو بچگیام هر وقت مهمون میومد خونمون جلو همه

اعتراف میکنم تو بچگیام هر وقت مهمون میومد خونمون جلو همه به بابام میگفتم پول میخوام اونم حتما میداد، یه همچین بچه اقتصاد دانی بودم من.
البته ازشما چه پنهان هنوزم همین کارومیکنم.
:-D
دیدگاه ها (۱۱)

کد 0193 این آرینه اومده تومسابقه شرکت کنه فقط دوستان خوب لطف...

همیشه با کسی رفاقت کن و دوست باش که................. وقتی دع...

بنازم ماه شعبان راکه باشادی قرین باشد * در او میلاد عباس وحس...

داشتم با بابام شطرنج بازی میکردمبرگشته میگه یا مات میشی یا پ...

پارت 2 نکته این فیک هیچ شباهتی به واقیت ندارد و فقط تخیلات نویسنده هست

I'm not jealous part 59با بغض لب زد _این حرف آخرته؟لعنتی کاش...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:4نویسنده :شرو...

تکپارتی/تولدت مبارک گلدن مکنه

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟎 با خودش فکر کرد.‌ امکان نداره، جونگکوک‌ ...

فیک کوک پارت ¹⁴ویو ا.ت باورم نمیشد که اعتراف کرده بود ، اون ...

★ازدواج من و بابات؟...p⁵(end)(*دو هفته بعد*)تهیونگ:توی روز ه...

هعییییی نوع پست و اینارو برگرفتع از خاله سانی نوشتمح😍💔موضوع ...

❤️ قلب بزرگ در حال خرید بودم که صدای پیرمرد دوره گردی به گوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط