تکپارتی
تکپارتی
*وقتی باهم دعوا کردین و...
با بیشترین زوری که داشتی به در عمارت کوبیدی و وارد عمارت شدی و لینو هم پشت سرت وارد عمارت شد
+خیلی عوضی هستی کثافت دختر باز
_ا.ت هیچیت نمیگم پرو نشو اگه همون اول تو دهنت میزدم این نمیشدی
ا.ت به لینو نزدیک شد و یه سیلی محکم بهش زد
+هع تو جرعت نداری رو من دست بلند کنی
_عه واقعا
+زر نزن اول بگو چرا داشتی اون دخترو بوس میکردی
_ا.ت بخدا اون بزور منو بوسید چرا نمیفهمی
+تو از همون اولم یه دختر باز لاشی بودی
_ا.ت از بی احترامی بدم میاد یکاری نکن یجوری بزنم که نتونی بلند شی
+خب مگه نیستی
لینو دیگه صبر نداشت و کمربندش رد درآورد و دور دستاش پیچید
و یواش یواش نزدیک ا.ت میشد
_باید خودم تربیتت کنم
با کمربندش ضربه ای به بدن ا.ت زد و بعد با دستاش چونه ا.ت رو گرفت
_خانم کوچولو فقط یکم درد داره
۱..۲...۱۰۰...۲۰۰
کلی با کمربندش ا.ت رو زد
جوری که ا.ت همجاش زخمی بود حتی صورتش
ا.ت از درد بیهوش شده بود
لینو هم خیلی خشمگین شده بود به خاطر همین به ا.ت اهمیتی نداد و کاپشنش رو برداشت و از خونه رفت بیرون
لینو خیلی عصبی بود چون ا.ت بهش تهمت زده بود که داره بهش خیانت میکنه
ساعت ۲ شب بود و لینو هنوز داشت قدم میزد
دیگه خسته شده بود چون خیلی داشت به فکر فرو میرفت
به خاطر همین به سمت خونه حرکت کرد و بعد چند دقیقه رسید خونه
ا.ت رو وسط خونه دید که پهن شده و صورتش خونیه و بیهوشه
خيلی خيلی تعجب کرد
با سرعت به سمت ا.ت رفت و جسم کوچولوش رو در بغلش گرفت و گذاشت روی کاناپه و بعد رفت کمی آب آورد و پاشید به صورت ا.ت که بهوش اومد
+آخ سرم..لینو چی شده
_آسیب دیدی
+گمشوووو هق..هقق تو بودی منو میزدی حالا میخوای..هقق..کمکم کنی *گریه
_ا.ت لطفا گریه نکن طاقت ریخت اشکاتو ندارم...ببخشید من اون موقع خیلی عصبی بودم
+باشه *بغض سگی
_بغض نکن بخدا خودمو میکشم
بعد لینو رفت و وسایل کمک های اولیه را آورد و زخمای صورت ا.ت رو ترمیم کرد
+اخخخ میسوزه
_عی بابا لوس نباش دیگه
+کع اینطور..باشه
_نه غلط کردم قهر نکن
لینو ا.ت رد محکم بغل کرد و گفت
_بهت قول میدم همیشه مراقبت باشم و یه کاری کنم بهم اعتماد کامل رو داشته باشی
+مرسی عشقم
لینو گردن ا.ت رو بوسید
یکی از عادتاش بود
و بعد جدا شد و بوسه فرانسوی رو با ا.ت شروع کرد
_طعم هلو میده لبات بیب
+عاشقتم
end💌
*وقتی باهم دعوا کردین و...
با بیشترین زوری که داشتی به در عمارت کوبیدی و وارد عمارت شدی و لینو هم پشت سرت وارد عمارت شد
+خیلی عوضی هستی کثافت دختر باز
_ا.ت هیچیت نمیگم پرو نشو اگه همون اول تو دهنت میزدم این نمیشدی
ا.ت به لینو نزدیک شد و یه سیلی محکم بهش زد
+هع تو جرعت نداری رو من دست بلند کنی
_عه واقعا
+زر نزن اول بگو چرا داشتی اون دخترو بوس میکردی
_ا.ت بخدا اون بزور منو بوسید چرا نمیفهمی
+تو از همون اولم یه دختر باز لاشی بودی
_ا.ت از بی احترامی بدم میاد یکاری نکن یجوری بزنم که نتونی بلند شی
+خب مگه نیستی
لینو دیگه صبر نداشت و کمربندش رد درآورد و دور دستاش پیچید
و یواش یواش نزدیک ا.ت میشد
_باید خودم تربیتت کنم
با کمربندش ضربه ای به بدن ا.ت زد و بعد با دستاش چونه ا.ت رو گرفت
_خانم کوچولو فقط یکم درد داره
۱..۲...۱۰۰...۲۰۰
کلی با کمربندش ا.ت رو زد
جوری که ا.ت همجاش زخمی بود حتی صورتش
ا.ت از درد بیهوش شده بود
لینو هم خیلی خشمگین شده بود به خاطر همین به ا.ت اهمیتی نداد و کاپشنش رو برداشت و از خونه رفت بیرون
لینو خیلی عصبی بود چون ا.ت بهش تهمت زده بود که داره بهش خیانت میکنه
ساعت ۲ شب بود و لینو هنوز داشت قدم میزد
دیگه خسته شده بود چون خیلی داشت به فکر فرو میرفت
به خاطر همین به سمت خونه حرکت کرد و بعد چند دقیقه رسید خونه
ا.ت رو وسط خونه دید که پهن شده و صورتش خونیه و بیهوشه
خيلی خيلی تعجب کرد
با سرعت به سمت ا.ت رفت و جسم کوچولوش رو در بغلش گرفت و گذاشت روی کاناپه و بعد رفت کمی آب آورد و پاشید به صورت ا.ت که بهوش اومد
+آخ سرم..لینو چی شده
_آسیب دیدی
+گمشوووو هق..هقق تو بودی منو میزدی حالا میخوای..هقق..کمکم کنی *گریه
_ا.ت لطفا گریه نکن طاقت ریخت اشکاتو ندارم...ببخشید من اون موقع خیلی عصبی بودم
+باشه *بغض سگی
_بغض نکن بخدا خودمو میکشم
بعد لینو رفت و وسایل کمک های اولیه را آورد و زخمای صورت ا.ت رو ترمیم کرد
+اخخخ میسوزه
_عی بابا لوس نباش دیگه
+کع اینطور..باشه
_نه غلط کردم قهر نکن
لینو ا.ت رد محکم بغل کرد و گفت
_بهت قول میدم همیشه مراقبت باشم و یه کاری کنم بهم اعتماد کامل رو داشته باشی
+مرسی عشقم
لینو گردن ا.ت رو بوسید
یکی از عادتاش بود
و بعد جدا شد و بوسه فرانسوی رو با ا.ت شروع کرد
_طعم هلو میده لبات بیب
+عاشقتم
end💌
- ۱۲.۸k
- ۱۶ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط