عشق اغیشته به خون

عشق اغیشته به خون )
پارت ۲۰۶

جیمین گنگ چرخید میون‌شی با نفس زنان جلویش ایستاد سپس تند گفت : اصلا اسم گیاه رو نپرسیدی .. بیا .. برش کاغذ را سمتش گرفت جیمین اخم کرد و آروم گفت : آخر نفهمیدم این گیاه ها چین
میون‌شی بدون حرفی پشت کرد و راهی شد .. جیمین نفس عمیقی کشید و زل زد بهش و زمزمه کنان گفت : اوففف از دست شما زنا مگه تقصیر من بود ..
.......
جیمین گنگ به اطراف نگاه کرد سپس وارد کلاب شد صدا بلند موزیک و بوی تند شراب به مشامش بد میخورد اخم هایش تو هم رفت و با خود تکرار نمود ٫ آخ تهیونگ مگه اینکه دستم بهت نرسه ٫ در میان آن های که می‌رقصیدن ابور نمود سپس روبه مرد بی مو ای که پشت کانتر ایستاده بود کرد و گنگ جدی گفت : ببخشید کیم تهیونگ رو میشناسید ؟
تهیونگ: آره میشناسم .. مرد بی مو اشاره ای به کنارش کرد جیمین مات تند سمت صدا چرخید بلافاصله ضربه آرامی به بازو تهیونگ زد : چه عجب
تهیونگ آخ ای گفت سپس درستش را روی بازوش گذاشت و اخم کرد : چته روانی ..
جیمین : روانیی اون کله گنده توئه ... تهیونگ ابرو بالا زد سپس عصبی گفت : گشمو حوصله ندارم .. سپس لیوان شراب را بالا کشید ، جیمین در کنارش روی صندلی پایه دار نشست سپس روبه مرد بی مو نمود : برام یه سجو بیار ... تهیونگ پخی زد و خندید : سجو ؟ مگه بچه ای ؟
جیمین اطراف کتش را گرفت و جدی با لحن شیطونی گفت : من همسر دارم سر خود رها نیستم
تهیونگ اخم هایش تو هم رفت سپس مشغول بازی کردن به لیوان اش شد و آروم گفت : مین جی حالش چطور بود ..؟
جیمین لیوان ای که کیه سفید درونش بود را بلند کرد : خوب .. تازه اوردیمش خونه ... تهیونگ آرنج هایش را روی میز گذاشت که باعث ریختن موهایش بلندش شد سپس زمزمه کرد : حتما خیلی از دستم ناراحته .. ولی - چشم دوخت به جیمین - باور کن هیچ وقت نمی‌خواستم اینجوری بشه ..
جیمین نگاهش کرد در نگاه آن مرد غمگین .. تنها بغض بود نه چیز دیگری تند نگاه ازش گرفت و به جلو داد گنگ گفت : می‌دونم .. هیچ پدری بد بچشو هم نمی‌خواد چه برسه به گشتنش
تهیونگ: حالش از جلو چشمام کنار نمیره .. اون گریه هاش اون چشم های قرمزش - دیوانه وار خندید و به چشم نگاه کرد - یعنی تو از من بدت نمیاد ؟
جیمین مایه سفید سجو را نوشید و لیوان را محکم زد به میز : نه .. شاید چون میتونم درکت کنم و یه مرد هستم ..
دیدگاه ها (۱)

تهیونگ خندید و با دستش ضربه آرامی به کمر جیمین زد و هر دو خن...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۰۸دوست دارم جیمین تند وارد عمارت شد...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۰۴رفیق با کمک میون‌شی به سختی روی ت...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۰۴نفس هایش هر دقیقه به شمار میافتاد...

پارت ۱۷۹تهیونگ عمیق به آمدن همسرش چشم دوخته بود، به محضه نشس...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۷۵مین جی استرس ای خندید : آره بیدار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط