عشق اغیشته به خون
عشق اغیشته به خون )
پارت ۲۰۴
رفیق
با کمک میونشی به سختی روی تخت نشست .. جیمین تند خم شد و نیم بوت های قهوه ای را از کف پاهایش کشید سپس روی زمین انداخت .. میونشی با لحن مهربانی گفت: کاشکی یه روز تو بیمارستان میموندی
مین جی سر روی بالشت گذاشت سپس بیحال و لب خشک گفت : اونجا نمیتونم نفس بکشم ..
جیمین : اگه نمیخواهی.. تهیونگو ببینی میآمدی خونه ما البته اگه خودت بخوای ؟ .... مین جی کلافه سری تکون داد و آروم گفت : کجاست ؟ ..
جیمین دست تو جیب کرد و گنگ گفت : امروز بهش زنگ زدم ولی جواب نداد
میونشی غمگین گفت : اوپا.. حتما خیلی ناراحت شده یه جایی هست که میره - سمت جیمین چرخید و با لحن عصبی گفت - برو پیشش
جیمین اخم کرد ولی از لحن همسرش .. آروم گفت : میریم - سمت مین جی نگاه کرد - امشب میونشی آنجا بمونه البته اگه تو بخواهی ؟
مین جی لبخند غمگینی زد : برای مادرم خواعرش مهم تر بود.. و رفت چانمی خانم .. - تلخ خندید - شوهرمم که گمه - چرخید روی تخت و پهلو به میونشی - ازت ممنون
میونشی لبخند زد دست میونشی را گرفت میونشی آروم گفت : هیچ اشکالی نداره پیشت میمونم
مین جی ضعیف و بی حال گفت : جیمین .. واقعا مادر رفت .. به همین سادگی .. جیمین دست تو جیب برد و آروم گفت : مگه مادرو نمیشاسی .. همیشه دو سالی یک بار میره و هفت هشت ماه بعد میاد ..
مین جی غمگین به طرف دیگری زل زد
میونشی برای عوض کردن جو تند گفت : جان آنجاست تازه همش میگه میخواد عمه مین جی رو ببینم تازه میدونی امروز همبرگر میخورد خیارشور هاشو جمع کرد گفت میده به عمش.. سپس خندید مین جی بیحال خندید و در تصور خودش جان را داشت
جیمین آروم گفت : میونشی میریم پیش تهیونگ چیزی که لازم نداری .؟
میونشی آروم بلند شد سپس کمی با حالت ناراحت گفت : نه فقد دارو گیاهی که بهت میگن رو بیار
جیمین ابرو بالا زد : چی ... چیو میگی
میونشی کلافه نفس کشید سپس آروم گفت : بیا .. هر دو پشت سر هم از اتاق خارج شدن سپس جلو در بود که میونشی محکم و آروم گفت : برام دارو گیاهی بیا رو کاغذ مینویسم
جیمین دست تو جیب کرد : برای چی میخواهیش
میونشی : برای سوپی که میخواهم به مین جی بدم .
جیمین شانه ای الا برد : اوکی ولی وقتی اومدم .. آماده شو که بریم ..
جیمین گامی برداشته ولی با صدا محکم میونشی سمتش چرخید سپس دختر دست به سینه زل زد بهش : نه زود بیا تا براش سوپ بپزم
جیمین کلافه تر اخم کرد : باشه .. ولی تو هم سعی کن این لحن خودتو درست کنی
میونشی بی تفاوت وارد اتاق مین جی شد ، جیمین پفی کشید و زیر لبی لعنتی گفت سپس راهی شد نرسیده به در و ماشین میونشی محکم و با صدا بلند داد زد : صبر کن ..
ای بابا حمایت نمیکنید یعنی قشنگ نیست ترو خدا لایک هاش به ۳۰ هم نمیرسه
پارت ۲۰۴
رفیق
با کمک میونشی به سختی روی تخت نشست .. جیمین تند خم شد و نیم بوت های قهوه ای را از کف پاهایش کشید سپس روی زمین انداخت .. میونشی با لحن مهربانی گفت: کاشکی یه روز تو بیمارستان میموندی
مین جی سر روی بالشت گذاشت سپس بیحال و لب خشک گفت : اونجا نمیتونم نفس بکشم ..
جیمین : اگه نمیخواهی.. تهیونگو ببینی میآمدی خونه ما البته اگه خودت بخوای ؟ .... مین جی کلافه سری تکون داد و آروم گفت : کجاست ؟ ..
جیمین دست تو جیب کرد و گنگ گفت : امروز بهش زنگ زدم ولی جواب نداد
میونشی غمگین گفت : اوپا.. حتما خیلی ناراحت شده یه جایی هست که میره - سمت جیمین چرخید و با لحن عصبی گفت - برو پیشش
جیمین اخم کرد ولی از لحن همسرش .. آروم گفت : میریم - سمت مین جی نگاه کرد - امشب میونشی آنجا بمونه البته اگه تو بخواهی ؟
مین جی لبخند غمگینی زد : برای مادرم خواعرش مهم تر بود.. و رفت چانمی خانم .. - تلخ خندید - شوهرمم که گمه - چرخید روی تخت و پهلو به میونشی - ازت ممنون
میونشی لبخند زد دست میونشی را گرفت میونشی آروم گفت : هیچ اشکالی نداره پیشت میمونم
مین جی ضعیف و بی حال گفت : جیمین .. واقعا مادر رفت .. به همین سادگی .. جیمین دست تو جیب برد و آروم گفت : مگه مادرو نمیشاسی .. همیشه دو سالی یک بار میره و هفت هشت ماه بعد میاد ..
مین جی غمگین به طرف دیگری زل زد
میونشی برای عوض کردن جو تند گفت : جان آنجاست تازه همش میگه میخواد عمه مین جی رو ببینم تازه میدونی امروز همبرگر میخورد خیارشور هاشو جمع کرد گفت میده به عمش.. سپس خندید مین جی بیحال خندید و در تصور خودش جان را داشت
جیمین آروم گفت : میونشی میریم پیش تهیونگ چیزی که لازم نداری .؟
میونشی آروم بلند شد سپس کمی با حالت ناراحت گفت : نه فقد دارو گیاهی که بهت میگن رو بیار
جیمین ابرو بالا زد : چی ... چیو میگی
میونشی کلافه نفس کشید سپس آروم گفت : بیا .. هر دو پشت سر هم از اتاق خارج شدن سپس جلو در بود که میونشی محکم و آروم گفت : برام دارو گیاهی بیا رو کاغذ مینویسم
جیمین دست تو جیب کرد : برای چی میخواهیش
میونشی : برای سوپی که میخواهم به مین جی بدم .
جیمین شانه ای الا برد : اوکی ولی وقتی اومدم .. آماده شو که بریم ..
جیمین گامی برداشته ولی با صدا محکم میونشی سمتش چرخید سپس دختر دست به سینه زل زد بهش : نه زود بیا تا براش سوپ بپزم
جیمین کلافه تر اخم کرد : باشه .. ولی تو هم سعی کن این لحن خودتو درست کنی
میونشی بی تفاوت وارد اتاق مین جی شد ، جیمین پفی کشید و زیر لبی لعنتی گفت سپس راهی شد نرسیده به در و ماشین میونشی محکم و با صدا بلند داد زد : صبر کن ..
ای بابا حمایت نمیکنید یعنی قشنگ نیست ترو خدا لایک هاش به ۳۰ هم نمیرسه
- ۶.۲k
- ۱۵ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط