{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

يک روز چنگيز ودرباريانش براي شکار به جنگل رفتند-هوا خيلي

يک روز چنگيز ودرباريانش براي شکار به جنگل رفتند-هوا خيلي گرم بود وتشنگي داشت چنگيز ويارانش را ازپا درمي آورد-بعد ازساعتها جستجو جويبار کوچکي ديدند چنگيز شاهين شکاريش را به زمين گذاشت وجام طلايي را در جويبار زد و خواست آب بنوشد اما شاهين به جام زد و آب بر روي زمين ريخت-براي بار دوم هم همين اتفاق افتاد چنگيز خيلي عصباني شد و فکر کرد -اگر جلوي شاهين رانگيرم ، درباريان خواهندگفت:چنگيزجهانگشا نميتواند از پس يک شاهين برآيد -پس اينبار باشمشير به شاهين ضربه اي زد-پس از مرگ شاهين -چنگيز مسير آبرا دنبال کردوديد که ماري بسيار سمي در آب مرده و آب مسموم است اواز کشتن شاهين بسيار متاثرگشت مجسمه اي طلايي از شاهين ساخت-
بر يکي از بالهايش نوشتند:يک دوست هميشه دوست شماست -حتي اگر کارهايش شما را برنجاند
روي بال ديگرش نوشتند:
هرعملي که از روي خشم باشد محکوم به شکست است
دیدگاه ها (۱۲)

بچه ها می خواستم یه اعترافی بکنم فقط تو رو خدا منو ببخشید. ف...

آهنگ جدید بابک جهانبخش به نام دلتنگی ترانه : محسن شیرالی , ت...

بابام سوزن رو گذاشته رو دسته مبل افتاده گم شده همه بسیج شدیم...

یک روز چنگیز ودرباریانش برای شکار به جنگل رفتند-هوا خیلی گرم...

يك روز چنگيز ودرباريانش براي شكار به جنگل رفتند-هوا خيلي گرم...

يك روز چنگيز ودرباريانش براي شكار به جنگل رفتند-هوا خيلي گرم...

يك روز چنگيز ودرباريانش براي شكار به جنگل رفتند-هوا خيلي گرم...

یک روز چنگیز ودربا ریانش برای شکار به جنگل رفتند-هوا خیلی گر...

يك روز چنگيز ودرباريانش براي شكار به جنگل رفتند - هوا خيلي گ...

ب يك روز چنگيز ودرباريانش براي شكار به جنگل رفتند-هوا خيلي گ...

چنگيز ودرباريانش براي شكار به جنگل رفتند-هوا خيلي گرم بود وت...

یک روز چنگیز ودربا ریانش برای شکار به جنگل رفتند . . . .هوا ...

يك روز چنگيز و درباريانش براي شكار به جنگل رفتند-هوا خيلي گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط