{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مےگفت عشق مثل

مےگفت عشق مثل
یک بیماری مےمونہ..↓
که تو هر آدمی یک جور بروز مےکنه
یکی بدبین میشه
یکی مهربون میشه
یکی غمگین میشه
یه سری هم از ترس واگیردار بودن
رها مےکنن میرن ..
من تنها حسی که دارم دلتنگےہ
ولی یه سوال مثل خوره افتاده تو سرم
اگه دیگه دلتنگ کسی نشم چی?
دیدگاه ها (۱)

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا راکه به ما سوا فکندی همه سای...

گرسهمی ازفردا داشتم... کـہ هیچ... اما اگرفردا سهم من نبود بـ...

هر رابطه ای یک روز یک جادر یک لحظه به یک دلیلی تمام میشودنتر...

پارت سوم معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد 🎭برگشتم که اعلامی...

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

Part:26ات:مگه نگفت دستشو ول کن کَری پسر:(پوزخند) ج.و.ن یه بی...

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

رمان عشق ممنوع

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط