{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هنوز پنجره هایی که بی تو دلگیرند

هنوز پنجره هایی که بی تو دلگیرند
مرا بدون نگاهت ، بغل نمی گیرند

هزار شعله ی روشن ، هزار اشک غم اند
ستاره ها که به سمت زمین سرازیرند

درون سینه به دیوار میزند قلبم
و این صدای نفسها ، صدای زنجیرند

چه بود راز حضورت ، مگر هوا بودی
که روزهای پس از تو چنین نفس گیرند

بخند و حادثه شو در سکوت بی غزلی
که شاعران جهان تشنه ی تصاویرند

تویی که معجزه ، باران ، غزل ، تولد ، عشق
برای آمدنت ، بهترین تعابیرند

شبی به کوچه بیا و دوباره روشن کن
نگاه پنجره ها را - که بی تو دلگیرند
دیدگاه ها (۱)

درد یعنی که ترک بر تن دیوار شدنمثل دل بستن و لب بستن و بیمار...

اشکم ولی به پای عزیزان چکیده امخارم ولی به سایه گل آرمیده ام...

ﯾﮏ ﺩﻡ ﺑﯿﺎ ﺑﺎ ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﭽﺮﺧﺎﻥ ﻭ ﺑﺮﻭﭼﺮﺧﯽ ﺑﺰﻥ ، ﻣﺴﺘﯽ ﻧﻤﺎ ، ﺩ...

.من دلم هرگز نمی آید که دلگیرت کنمیا که با خودخواهیم از زندگ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۲: «تاج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط