اهـسته به سوِیت قدم برمیدارم
اهـسته به سوِیت قدم برمیدارم
باهــــر قدم تپش قلبم بیــشتر میشود
انگار در حال پروازم
حالم دست خودم نیست
میخواهــــم زودتر به تو برسم
میخواهــــم انقــدر به تو نزدیک شوم تا نفس های گرمت با صورتم برخورد کند
انقـــدر که صدای قلبت را بشنوم
انگاه دستانت را میگیرم
در نگاهت خیره میشوم
اه...خدای من
چقدر این دستان مرا ارام میکند
چقـدر این نگاه به من ارامش میدهد
مرا در اغوش میکشی
اغوشت جاییست برای فرار از همه ی دلهره و نگرانی ها
دیگر
دیگر هیچ چیز نمیخواهم جز این
این اغوش متعلق به من بــاشـــد
این نگاه از ان من بــاشد
این دستان گرمت برای من بــاشد
بگو باز هم عین همیشه بگو
باز هم در گوشم زمزمه کن
زمزمه کن تا ارام گیرم
زمزمه کن
باهــــر قدم تپش قلبم بیــشتر میشود
انگار در حال پروازم
حالم دست خودم نیست
میخواهــــم زودتر به تو برسم
میخواهــــم انقــدر به تو نزدیک شوم تا نفس های گرمت با صورتم برخورد کند
انقـــدر که صدای قلبت را بشنوم
انگاه دستانت را میگیرم
در نگاهت خیره میشوم
اه...خدای من
چقدر این دستان مرا ارام میکند
چقـدر این نگاه به من ارامش میدهد
مرا در اغوش میکشی
اغوشت جاییست برای فرار از همه ی دلهره و نگرانی ها
دیگر
دیگر هیچ چیز نمیخواهم جز این
این اغوش متعلق به من بــاشـــد
این نگاه از ان من بــاشد
این دستان گرمت برای من بــاشد
بگو باز هم عین همیشه بگو
باز هم در گوشم زمزمه کن
زمزمه کن تا ارام گیرم
زمزمه کن
- ۳.۸k
- ۱۶ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط