{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اهـسته به سوِیت قدم برمیدارم

اهـسته به سوِیت قدم برمیدارم
باهــــر قدم تپش قلبم بیــشتر میشود
انگار در حال پروازم
حالم دست خودم نیست
میخواهــــم زودتر به تو برسم
میخواهــــم انقــدر به تو نزدیک شوم تا نفس های گرمت با صورتم برخورد کند
انقـــدر که صدای قلبت را بشنوم
انگاه دستانت را میگیرم
در نگاهت خیره میشوم
اه...خدای من
چقدر این دستان مرا ارام میکند
چقـدر این نگاه به من ارامش میدهد
مرا در اغوش میکشی
اغوشت جاییست برای فرار از همه ی دلهره و نگرانی ها
دیگر
دیگر هیچ چیز نمیخواهم جز این
این اغوش متعلق به من بــاشـــد
این نگاه از ان من بــاشد
این دستان گرمت برای من بــاشد
بگو باز هم عین همیشه بگو
باز هم در گوشم زمزمه کن
زمزمه کن تا ارام گیرم
زمزمه کن
دیدگاه ها (۱)

خدا بخواهدتار عنکبوتی پناه عصمتت می شودو تو رااز چشمان آلوده...

فقر چیزی را"نداشتن" است ولی ان چیز پول نیست.. فقر همان گرد و...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هفدهــم شاید در زند...

آمدم بنویسم کاش آدمیزاد قدرت داشت از همه عزیزانش دفاع و حمای...

امشب، پیش از آن‌که چشمانت را به خواب بسپاری، لحظه‌ای مکث کن ...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐𝟖پارت ۲۸ | مردی که برگشتتمام سالن در سکوت فرو رف...

ویولن، سازِ زمزمه‌هایِ روح است. سازی که نه فقط با سیم‌ها، که...

جنگل نفرین شده پارت ۱۹

#تاج_و_طوفانپارت ۱۵۹: فقط همین یک امشبجونگ کوک مات زده به قی...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۶ات با شنیدن حرف سامان، آرام به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط