{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می شد نروی تا تک و تنها نشوم

کاش می شد نروی تا تک و تنها نشوم
بی تو دیوانه ترین عاشق شیدا نشوم
کاش می شد نروی یا که مرا هم ببری
تا که با چشم ترم این همه رسوا نشوم
سفرت زخم غریبی به دل من زده است
تا نیایی ز سفر من که مداوا نشوم
التماس همه دنیا بکنم برگردی
کاش می شد نروی غرق تمنا نشوم
دل من چشم به راه و نگران می پرسد:
چه شود گر نروی این همه تنها نشوم؟
ای غزلم چشم خدا پشت و پناهت اما
بی تو ای کاش که من راهی فردا نشوم
دیدگاه ها (۲۴)

ای شادیِ زندگی ! کجایی ؟ برگردای نبضِ تپندگی ! کجایی ؟ برگرد...

شعر گفتن دلی عاشق می خواهد که با تو دارم قلبی پر از مشق عشق ...

مرا همچون نگاهت باده ای نیستتو را هم مثلِ من دلداده ای نیستب...

دوستت دارم ولی با ترس و پنهانیکه پنهان کردن یک عشق یعنی اوج ...

فقط به نام شهیدشهید! فقط به نام تو می‏شود سکه پیروزی زد که ب...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

آدمی در عسرت این لیالی سرد جز تماشای زوال خویش چه دارد؟ما در...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❾با من بیا؛ با من به آن ستاره بیابه آن ستاره ای ک...

پارت:²صبح، با صدای باز شدن پرده‌ها آغاز نشد؛ با صدای باران آ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۱ *سانیار*دیدم مروارید تو بغل رضا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط