دوستت دارم ولی با ترس و پنهانی
دوستت دارم ولی با ترس و پنهانی
که پنهان کردن یک عشق یعنی اوج ویرانی
دلم رنج عجیبی می برد از دوریت اما
نجابت می کند مانند بانو های ایرانی
تحمل کردن این راز از من سخت و دشوار است
که روزی خسته خواهد شد دل از اندوه طولانی
غمت را می خورد هر شب دل نازک تر از شیشه
تو سنگی را نمی خواهی کنار شیشه بنشانی!
"عزیزم دوستت دارم" غم این جمله را دیدی؟!
تفاوت دارد این سیلاب با شب های بارانی ..
که پنهان کردن یک عشق یعنی اوج ویرانی
دلم رنج عجیبی می برد از دوریت اما
نجابت می کند مانند بانو های ایرانی
تحمل کردن این راز از من سخت و دشوار است
که روزی خسته خواهد شد دل از اندوه طولانی
غمت را می خورد هر شب دل نازک تر از شیشه
تو سنگی را نمی خواهی کنار شیشه بنشانی!
"عزیزم دوستت دارم" غم این جمله را دیدی؟!
تفاوت دارد این سیلاب با شب های بارانی ..
- ۵.۷k
- ۰۱ دی ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط