{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای شادیِ زندگی ! کجایی ؟ برگرد

ای شادیِ زندگی ! کجایی ؟ برگرد
ای نبضِ تپندگی ! کجایی ؟ برگرد
ای خالقِ پاکِ عشق ! بر درگاهت
دارم سرِ بندگی ، کجایی ؟ برگرد
یک داغ برای دل من مثل تو کافیست
جز عشق تو هر چه ببرد؛ بار ِ اضافیست
من مانده ام و لشگر بدخواه رقیبان
با عاشق بیچاره ؛ خدا ! این چه مصافیست ؟!
انگار که طاعون زده ای آمده اینجا
در شهر شما عشق مگر کار خلافیست ؟!
بین منو تو باز کمی فاصله افتاد
دیدگاه ها (۹۶)

شعر گفتن دلی عاشق می خواهد که با تو دارم قلبی پر از مشق عشق ...

بی تو تنهایی مرا بدجور تنها کرده است عاشقی دیوانه ومجنون وشی...

کاش می شد نروی تا تک و تنها نشومبی تو دیوانه ترین عاشق شیدا ...

مرا همچون نگاهت باده ای نیستتو را هم مثلِ من دلداده ای نیستب...

ترسم که بمیرم وَ نبیبنم رخ ماهش یا اینکه بمانم بخورم حسرت و ...

وقتی تا صبح نقطه نقطه ی بدنتو گاز گرفتم اونوقت میفهمی بچه .....

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۳۸ صبح زود، حیاط ویل...

عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۸(از زبون راوی)...وقتی اون گل ...

پارت ۱۸ — این بار نوبت یورا بوددرگیری بالاخره نزدیک صبح تمام...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

نام=)سایه مافیا### پارت سیزدهم: بازیِ بی‌رحمانه‌ی فاصله‌هاسک...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

وقتی میخواستی جدا بشید و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط