P7
ویو جونگکوک
آخه اون حروم#z#اده اینجا چی میخواد
-مگه معامله رو انجام ندادی
&بله قربان ولی نمیدونم چرا اومده اونم بدون هماهنگی
-فعلا بریم
رفتیم تو حیاط که دیدم اومده
به یه جا خیره بودو داشت سیگار میکشید نگاهش دنبال کردم که دیدم داره هانا رو نگاه میکنه ای حرومی اگه اون معامله فا#ک#ی نبود سرشو از تنش جدا میکردم
-چی میخای
∆جئون بی ادب نباش دیگه ببین این همه راه از اسپانیا اومدم کره تو رو ببینم
-تو الکی نمیای
∆آفرین خوب منو شناختی
-هه،چی میخای؟
شروع کرد دورم چرخیدن
∆خببب نمیدونم تو چیزای با ارزش زیادی داری
چرخیدو اومد روبه روم سرشو کج کرد
∆من میخام که....
دوباره نگاهش سمت هانا رفت
∆اهان فهمیدم
-هانا برو داخللللللللللللل(عربده)
ویو هانا
یهو با داد جونگکوک لرزیدم
چرا اینجوری میکنه
بغضم گرفته بود با لرز کتابمو برداشتم رفتم تو
ویو کوک
اوففف لعنتی نباید سرش داد میزدم
∆جئونن نترس بچه اونو نمیخاممم
-چی؟
∆من خودم زن دارم مگه نمیدونی
-از تو هیچی بعید نیست
∆(خنده)
آخه اون حروم#z#اده اینجا چی میخواد
-مگه معامله رو انجام ندادی
&بله قربان ولی نمیدونم چرا اومده اونم بدون هماهنگی
-فعلا بریم
رفتیم تو حیاط که دیدم اومده
به یه جا خیره بودو داشت سیگار میکشید نگاهش دنبال کردم که دیدم داره هانا رو نگاه میکنه ای حرومی اگه اون معامله فا#ک#ی نبود سرشو از تنش جدا میکردم
-چی میخای
∆جئون بی ادب نباش دیگه ببین این همه راه از اسپانیا اومدم کره تو رو ببینم
-تو الکی نمیای
∆آفرین خوب منو شناختی
-هه،چی میخای؟
شروع کرد دورم چرخیدن
∆خببب نمیدونم تو چیزای با ارزش زیادی داری
چرخیدو اومد روبه روم سرشو کج کرد
∆من میخام که....
دوباره نگاهش سمت هانا رفت
∆اهان فهمیدم
-هانا برو داخللللللللللللل(عربده)
ویو هانا
یهو با داد جونگکوک لرزیدم
چرا اینجوری میکنه
بغضم گرفته بود با لرز کتابمو برداشتم رفتم تو
ویو کوک
اوففف لعنتی نباید سرش داد میزدم
∆جئونن نترس بچه اونو نمیخاممم
-چی؟
∆من خودم زن دارم مگه نمیدونی
-از تو هیچی بعید نیست
∆(خنده)
- ۱۲.۵k
- ۲۱ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۴۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط