برادر خوانده
{برادر خوانده}
part:۱۳
/ جناب آقای جىٔون جونگکوک آیا حاضرید تا آخر عمر در خوشی ها غم ها و مشکلات با جناب آقای کیم تهیونگ باشید؟!
-بله...
عاقد همون سوال ها رو از تهیونگ پرسید
+بله!
/ میتونید هم و ببوسید!
تهیونگ دستش و پشت گردنش گذاشت و بوسه رو شروع کرد و جونگکوک هم همراهی کرد
/ آقای کیم لطفاً جفتتون و مارک کنید!
تهیونگ چشم هاش طلایی شد و دندون های نیشش بیرون زد نگاهی به کردن سفید و براق پسر کرد و دندون هاش و وارد گردنش کرد،جونگکوک آخی گفت و به خاطر دردی که داشت قطره اشک کوچکی از گوشه چشمش پایین چکید...
/ آقای جىٔون لطفاً جفتتون و مارک کنید!
جونگکوک سری تکون داد و چشم هاش به رنگ آبی تغییر کرد و دندون های کوچک نیشش بیرون زد..به خاطر اختلاف قدی که داشتن تهیونگ کمی خم شد و جونگکوک دندون هاش و وارد گردنش کرد
...
-آییی...جای مارک میسوزه تهیونگ!
+چیزی نیست وانیل واسه منم یکم میسوزه...
جای مارک و بوسید و موهای جونگکوک و بهم ریخت
-ته باید برم حموم
+برو...
جونگکوک لباس هاشو درآورد و زیر دوش رفت که حس کرد دستی دور کمر باریکش حلقه شده
-تهیونگ...تو بعدِ من برو!
+نه وانیل...چرا آب و هدر بدیم؟!..هوم؟
گاز ریزی از گردنش گرفت ولی چون پوست سفیدش حساس بود زودی کبود شد
-ن..نکن!
(منحرفان گرامی تشریف بیارید کامنتا اسمات بخونید فقط لطفا کسی کامنت نزاره تا بقیه راحت بخونن)
صبح از خواب بیدار شد و متوجه شد که بدنش برهنه اس جیغ خفه ای کشید که تهیونگ بیدار شد
+چی شده وانیل؟!درد داری؟!
-م..من چرا لختم؟!
+یادت نیست؟!
-و..ولش کن...
+بیا بریم پایین صبحانه بخوریم
-باید برم حموم..
+باشه بیا باهم بریم
-نه!دیروز باهم رفتیم-
+هیش...
براید بغلش کرد و داخل وان نشست و و جونگکوک و روی پاش گذاشت
-تهیونگ...دلم درد میکنه...
تهیونگ دستش و روی دلش گذاشت و شروع کرد به ماساژ دادن
+الان خوب میشی...
بعد از شستن خودشون و پوشیدن لباس مناسب پایین رفتن
∆ارباب صبحانه آماده است
+هوم
-تهیونگ...دانشگاهم چی میشه؟!
+میتونی بری دانشگاه!
جونگکوک لبخندی زد و شروع کرد به خوردن صبحانه
…
×هی...لنگ میزنی چی شده؟!(نیشخند)
-خفه شو...
×هییی!بگو چی شده!
-هیچی...دیروز به فا/ک رفتم
×جدی!
-هوم...
×واو...هی نگاه کن کی اومده...بازم معلم بوگندو!
-وای بازم ریاضی...
🗣️:جىٔون بیا پای تخته
-بزار درس شروع بشه بعد اسم من و صدا کن!(زمزمه)
~~~~~
ویکتور صحبت میکنه:چطور بود؟چون خیلی مهربون هستید یه پارت دیگه دادم ولی شرایط پارت قبل و فراموش نکنید✨
شرایط↓
لایک:۶۵
#فیک_تهکوک #تهیونگ #جونگکوک
part:۱۳
/ جناب آقای جىٔون جونگکوک آیا حاضرید تا آخر عمر در خوشی ها غم ها و مشکلات با جناب آقای کیم تهیونگ باشید؟!
-بله...
عاقد همون سوال ها رو از تهیونگ پرسید
+بله!
/ میتونید هم و ببوسید!
تهیونگ دستش و پشت گردنش گذاشت و بوسه رو شروع کرد و جونگکوک هم همراهی کرد
/ آقای کیم لطفاً جفتتون و مارک کنید!
تهیونگ چشم هاش طلایی شد و دندون های نیشش بیرون زد نگاهی به کردن سفید و براق پسر کرد و دندون هاش و وارد گردنش کرد،جونگکوک آخی گفت و به خاطر دردی که داشت قطره اشک کوچکی از گوشه چشمش پایین چکید...
/ آقای جىٔون لطفاً جفتتون و مارک کنید!
جونگکوک سری تکون داد و چشم هاش به رنگ آبی تغییر کرد و دندون های کوچک نیشش بیرون زد..به خاطر اختلاف قدی که داشتن تهیونگ کمی خم شد و جونگکوک دندون هاش و وارد گردنش کرد
...
-آییی...جای مارک میسوزه تهیونگ!
+چیزی نیست وانیل واسه منم یکم میسوزه...
جای مارک و بوسید و موهای جونگکوک و بهم ریخت
-ته باید برم حموم
+برو...
جونگکوک لباس هاشو درآورد و زیر دوش رفت که حس کرد دستی دور کمر باریکش حلقه شده
-تهیونگ...تو بعدِ من برو!
+نه وانیل...چرا آب و هدر بدیم؟!..هوم؟
گاز ریزی از گردنش گرفت ولی چون پوست سفیدش حساس بود زودی کبود شد
-ن..نکن!
(منحرفان گرامی تشریف بیارید کامنتا اسمات بخونید فقط لطفا کسی کامنت نزاره تا بقیه راحت بخونن)
صبح از خواب بیدار شد و متوجه شد که بدنش برهنه اس جیغ خفه ای کشید که تهیونگ بیدار شد
+چی شده وانیل؟!درد داری؟!
-م..من چرا لختم؟!
+یادت نیست؟!
-و..ولش کن...
+بیا بریم پایین صبحانه بخوریم
-باید برم حموم..
+باشه بیا باهم بریم
-نه!دیروز باهم رفتیم-
+هیش...
براید بغلش کرد و داخل وان نشست و و جونگکوک و روی پاش گذاشت
-تهیونگ...دلم درد میکنه...
تهیونگ دستش و روی دلش گذاشت و شروع کرد به ماساژ دادن
+الان خوب میشی...
بعد از شستن خودشون و پوشیدن لباس مناسب پایین رفتن
∆ارباب صبحانه آماده است
+هوم
-تهیونگ...دانشگاهم چی میشه؟!
+میتونی بری دانشگاه!
جونگکوک لبخندی زد و شروع کرد به خوردن صبحانه
…
×هی...لنگ میزنی چی شده؟!(نیشخند)
-خفه شو...
×هییی!بگو چی شده!
-هیچی...دیروز به فا/ک رفتم
×جدی!
-هوم...
×واو...هی نگاه کن کی اومده...بازم معلم بوگندو!
-وای بازم ریاضی...
🗣️:جىٔون بیا پای تخته
-بزار درس شروع بشه بعد اسم من و صدا کن!(زمزمه)
~~~~~
ویکتور صحبت میکنه:چطور بود؟چون خیلی مهربون هستید یه پارت دیگه دادم ولی شرایط پارت قبل و فراموش نکنید✨
شرایط↓
لایک:۶۵
#فیک_تهکوک #تهیونگ #جونگکوک
- ۷.۶k
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط