{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم لباسامو عوض کردم یه پوتین تا زیر زانوم پوشیدم و رفتم

رفتم لباسامو عوض کردم یه پوتین تا زیر زانوم پوشیدم و رفتم تو حیاط پیش کوک ات:چطور شدم‌؟ کوک:عالیه بیب ات:واقعا مرسی کوکی اومدو لبمو بوسید بعد در ماشینو بران باز کرد رفتم نشستم و رفتیم سمت مرکز خرید و اون طور که من میدونم این مرکز خرید برای ادمای پول دار بود رفتیم و حلقه و لباس عروس و کت و شلوار برای کوک خریدیم.وقتی رسیدیم خونه من اول رفتم تو اتاقم دل درد بدی داشتم. لباسامو عوض کردم و رو تخت دراز کشیدم بعد از ۲۰ مین صدای در زدن اومد بلند شدم و روی تخت نشستم ات:بفرمایید که کوک اومد تو اتاق ادامه دارد
دیدگاه ها (۶)

کوک:چی شد بیبی چرا سریع اومدی تو اتاقت ات:هی.هیچی کوک:راستشو...

کوک ویورفتم پیش جک کوک:جک دوربین اتاق ات رو برام پیدا کن جک ...

صبح با حس نگاه های سنگین کسی از خواب بیدار شدم وقتی چشمامو ب...

ات:خب کار اینم تیموم شد کوک:خب کار بعدی چیه؟ات:نمیخوای باهم ...

شب تولدم پارت 22ویو ات: از رو تخت بلند شدم و رفتم داخل حموم ...

شب تولدم پارت 33فصل دوم پارت 4از صف تاب زدم بیرون رفتم پیش ج...

part59 عشق پنهان《ویو ات شب》جونگ کوک خواب بود بعد از اینکه آق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط