رفتم لباسامو عوض کردم یه پوتین تا زیر زانوم پوشیدم و رفتم
رفتم لباسامو عوض کردم یه پوتین تا زیر زانوم پوشیدم و رفتم تو حیاط پیش کوک ات:چطور شدم؟ کوک:عالیه بیب ات:واقعا مرسی کوکی اومدو لبمو بوسید بعد در ماشینو بران باز کرد رفتم نشستم و رفتیم سمت مرکز خرید و اون طور که من میدونم این مرکز خرید برای ادمای پول دار بود رفتیم و حلقه و لباس عروس و کت و شلوار برای کوک خریدیم.وقتی رسیدیم خونه من اول رفتم تو اتاقم دل درد بدی داشتم. لباسامو عوض کردم و رو تخت دراز کشیدم بعد از ۲۰ مین صدای در زدن اومد بلند شدم و روی تخت نشستم ات:بفرمایید که کوک اومد تو اتاق ادامه دارد
- ۲.۲k
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط