{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدم و نگران بودم تا اینکه آ

در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدم و نگران بودم تا اینکه آنها را تجربه کردم و حالا ترسی از آنها ندارم
از تنهایی میترسیدم؛ یاد گرفتم خود را دوست بدارم
از شکست میترسیدم؛ یاد گرفتم تلاش نکردن یعنی شکست
از نـفرت میترسیدم؛ یاد گرفتم به هر حال هر کسی نظری دارد
از درد میترسیدم؛ یاد گرفتم درد کشیدن برای رشد روح لازم است
از سرنوشت میترسیدم؛ یاد گرفتم من توان تغییر آن را دارم
از گذشته میترسیدم؛ فهمیدم گذشته توان آسیب رساندن به من را ندارد
و در آخر از تـغيير میترسیدم تا اینکه یاد گرفتم حتی زیباترین پروانه ها هم قبل از پرواز کرم بودند و تغییر آنها را زیبا كرد.🪴🪴
#دلی
دیدگاه ها (۲)

- به"یک روز"بعد از مردنم فکر می کنم؛به آدم هایی که بیتابِ جا...

❤️آهاى رفيق:اونقدر آدمها قبل من و تو به گذشتشون فکر کردن، حس...

007-آلما ویسکی - پارت ۳۸

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت دهم: منطقِ بی‌رحم و مرزهایِ شکسته ⛓️...

به رغم عشقی یا به زبان سویون حماقتی، که در زمان گذشته بین ای...

Custom bride part : 1

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 4| 2021 فلش بک |برای...

خانوم مدیرعاملپارت ۱۷ | دیر رسیدنصدای جیغ نِلا هنوز در راهرو...

پارت:²صبح، با صدای باز شدن پرده‌ها آغاز نشد؛ با صدای باران آ...

در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدم ونگران بودم, تا اینکه آنها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط