{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۵

پارت ۲۵

ات شروع میکنه به گریه کردن
و داد میزنه و میگه جیمین

ویو جیمین

جیمین: یعنی کجا رفته
کوک: پیداش نمیکنم
نامجون: اینجا نیست
جیمین: بچه ها یه صدایی نشنیدین
شوگا: منم شنیدم
کوک: حس میکنم صدای ات هستش
جین: یه حسی بهم میگه یونگ هو اونو دزدیده
تا ازت انتقام بگیره
جیمین: چطور جرعت کرده الان میرم قلبشو از سینش میکشم بیرون...... عصبی.....
نامجون: جیمین اروم باش اول بیا یه نقشه بکشیم
تهیونگ: حق با نامجونه
جیمین: باشه نقشه اینه میرم اون حرومزاده رو میگیرم و این طلسم کوفتی رو روش انجام میدم قبلش به یه ستون میبندمش تا
اخر عمرش عذاب بکشه
شوگا: چرت نگو وایسا
جیمین: عصبیییمم..... داد.....
شوگا: ددااادددد نننزززننن ممنن ااازززتتت ببددتتترررمممم
( همکلاسی های من موقع دعوا 😂)
دیدگاه ها (۳)

پارت ۲۶جین: به یونگ هو زنگ بزن ازش حرف بکش جیمین: باشه ویو ی...

پارت ۲۷ویو ات اون عوضی منو به یه صندلی بست انقدر محکم منو با...

پارت ۲۴ات: خب حتما تو هم امدی تولد یونگی یونگ هو: اره همینطو...

پارت ۲۳ویو ات تو اون مهمونی کلی شیشه خون بود که حالمو بهم زد...

𝓹𝓪𝓻𝓽 4ویو ات جیمین درو باز کردم که دیدم یه اتاق کلن صورتی(عک...

موقع اومدن اعضاشوگا. همه گاوا به جز نامی حاضریدکوک. عهههههه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط