پارت ۵
مدرسه مافیایی
سان ها ناهار رو بخوریم و بریم حاضر شیم
لنی باشه
۳۰مین بد
لنی بابا من رفتم دوش بگیرم
ش
سان ها باشه
لنی بد از ۲۰ مین از حموم در اومد لباسش رک پشید و مو هاشو خشک کرد ،عطر زد و آرایش کرد
سان ها لنی بدو بیا راننده منتظر
لنی اومد
سان ها چقد خوشگل شدی معلوم دختر رامونایی (با بغض )
کاش اینجا بود و میدیدت
لنی بابا گریه نداره که مامان کلا ۲ هفته شد رفته ( بخاطر شرکت به ژاپن سفر کرد)
سان ها او راست میگی حالا بدو بیا
لنی بریم
بد از ۳۰ مین رسیدن
و وارد مراسم شدن
سان ها سلام گوون این دخترم لنی هست
گوون سلام اشون هم دختر لورا هست
لنی و لورا باهم ما از قبل خودمون دو میشناسیم
گوون و سان ها اره میدونیم اما کسی نباید بفهمه
گوون حالا سان ها بیا بریم بچه هارو به اونا معرفی کنیم ( با چشمک )
سان ها اکی بریم
سان ها رفت بیشه آقای جونگ
گوون هم رفت پیش آقای کیم
سان ها سلام جونگ وون ( بابای کوک )
جونگ وون سلان سان ها
سان ها ایشون دختر لنی هستند
جونگ وون ایشون هم پسر کوک هست
کوک و لنی هم زمان تو این جا چیکار میکنی وایسا ببینم نکنه
جونگ وون و کیم سان ها شما ها هم دیگرو میشناسین
کوک و لنی اره همکلاسیم
سان ها پس کوک هم لورا رو میشناسه
کوک ا مگه لورا هم هست
لنی اره
جونگ وون پس لنی هم تهیونگ رو میشناسه
لنی وایسا ببینم تهیونگ هم هست
کوک اره ، پس برای همبن بود که تو و لورا چند وقت بود که با هم صمیمی شدن
لنی اره پس یعنی تو و تهیونگ هم مثل منو لورا هستین
کوک اره
همین تور که این ها داشتن حرف میزدن تهیونگ و لورا اومد و گفتن وای باورم نمیشه
پدر ها خیلی خب شما ها که از قبل همدیگرو میشناسین برین صحبت کنید
آقای ها ( بابای آیسا ) نه وایسین منم دخترم رو معرفی کنم آیسا
همه با هم چی آیسا تو ابن جا چی کار میکنی
آیسا وایسا ببینم شما این جا چیکار می کنید
کوک معلوم نیست
آیسا چرا ( با لحن بد )
............
#رمان #تهیونگ #جونگکوک
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.