{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در ساحل ماسه ای با خدا قدم میزدم

در ساحل ماسه ای با خدا قدم میزدم
به پشت سرم نگاه کردم
جاهایی که از خوشی ها حرف زده بودیم دو ردپا بود
و
جاهایی که از سختی ها حرف زده بودیم جای یک ردپا بود
به خدا گفتم در سختی ها کنارم نبودی؟
گفت آن ردپایی که میبینی من هستم؛
تو را در سختی ها به دوش می کشیدم!!

خدایا همیشه کنارم باش....که من فقط به بودن تو دلخوشم....همین و بس
دیدگاه ها (۴)

امشب تمام عشق را به تو تقدیم می کنمگل واژه های شعر را به تو ...

هیچ ﺁﺩﻣﯽ ﯾﮏ ﺷﺒﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ ،ﻫﯿﭻ ﺁﺩﻣﯽ ﯾﮏ ﺷﺒﻪ ﺗﺼﻤﯿﻤﺎﺕ ﺑﺰﺭﮒ ﻧ...

الهم عجل لولیک الفرج آمین

اگر می دانستی که چقدر دلتنگ تو هستم درجه ی دیوانگی ام را به ...

پارت ۵تهیونگ بود.خدارو شکر توی دلم حرف میزدم یانه لو میرفتم....

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۳🦋)✥(ویو لوین کاترین)ده دقیقه شده بود که به ک...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 113・⁠]⁠ᕗمنو از اغوشش بیرون ا...

(بچه ها بخدا غمگینه اگه دوست ندارید نخونید🤍)...................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط