اربابمن
#ارباب-من
part: 3
که ات لیز خورد ولی ...
پله های عمارت خیلی زیاد بودن
جوری که هرکسی که از پله ها بیوفته پایین
ممکنه که بمی//ره
ات همینطوری داشت تمام پله هارو لیز میخورد و میرفت
ولی نه بیصدا ، ات جوری جیغ میزد که ارباب جئون هم صداش رو شنید و از اتاقش اومد بیرون
جئون : اینجا چخبره ( با صدای بلند )
یوری : من نمیدونم کوک این دختره یه دفعه خودشو انداخت پایین
جئون : ات خودشو انداخت پایین ؟؟ ات یه همچین کاری نمیکنه ،
یوری : حالا میبینی که میکنه
کوک یوری رو هل داد سمت دیوار و خودش از پله ها رفت پایین
سر دختر کوچولوش یعنی ات رو به دستاش گرفت
جئون : ات ،، ات بلند شووو ( با صدای بلند )
ات : ... ار... اربا....ارباب ؟؟
جئون : تو خودتو پرت کردی پایین ؟؟
ات : ن.. نه ..ارباب ... یو...یوری ... منو ... ان..انداخت
نویسنده : kim lora
چنل ناناصمون:https://wisgoon.com/kookjbcusbak
part: 3
که ات لیز خورد ولی ...
پله های عمارت خیلی زیاد بودن
جوری که هرکسی که از پله ها بیوفته پایین
ممکنه که بمی//ره
ات همینطوری داشت تمام پله هارو لیز میخورد و میرفت
ولی نه بیصدا ، ات جوری جیغ میزد که ارباب جئون هم صداش رو شنید و از اتاقش اومد بیرون
جئون : اینجا چخبره ( با صدای بلند )
یوری : من نمیدونم کوک این دختره یه دفعه خودشو انداخت پایین
جئون : ات خودشو انداخت پایین ؟؟ ات یه همچین کاری نمیکنه ،
یوری : حالا میبینی که میکنه
کوک یوری رو هل داد سمت دیوار و خودش از پله ها رفت پایین
سر دختر کوچولوش یعنی ات رو به دستاش گرفت
جئون : ات ،، ات بلند شووو ( با صدای بلند )
ات : ... ار... اربا....ارباب ؟؟
جئون : تو خودتو پرت کردی پایین ؟؟
ات : ن.. نه ..ارباب ... یو...یوری ... منو ... ان..انداخت
نویسنده : kim lora
چنل ناناصمون:https://wisgoon.com/kookjbcusbak
- ۴.۶k
- ۰۵ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط