{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝
Season¹
PART²⁸

(نایون+)(جونگکوک–)(پدر جونگکوک=)(مادر نایون≈)
اون فرد پدر جونگکوک بود...کسی که نایون فکر میکرد زیاد براش مهم نیست...
+اوه آقای جئون...
=راحت باش،میتونی منو پدر صدا کنی
+بله
=خب اومدم باهات حرف بزنم
+بفرمایید
=جونگکوک بردار افتضاحیه نه؟خیلی سرد و صادقه
نایون نمیتونست بگه جونگکوک برادرش نیست و براش بوی‌فرنده
+اوه نه...خیلی خوبه...صداقتش به درد میخوره و همیشه هم صادق نیست فقط دوست داره مردم رو راضی نگه داره
=هوم فکر نمی‌کردم توی این مدت کوتاه انقدر چیز درموردش فهمیده باشی!
نایون حتی نمیتونست بگه این ها حاصل چند سال بودن نایون با جونگکوکه
+آره
=خب... را‌بطه تو و جونگکوک چیه؟متوجه شدم زیاد باهم زمزمه میکنید و...
با این حرف نفس نایون حبس شد...
+را‌بطه من و جونگکوک؟امم...خب...اون فقط برادر ناتنی منه...
پدر جونگکوک انگار از این جواب راضی نبود،انگار میدونست رابطشون یه چیزی عمیق تره...
=برادر ناتنی؟یعنی شما دو نفر توی این چند روز انقدر به هم نزدیک شدید که انگار سال هاست همدیگه رو میشناسید...
+خب...
نایون لال شده بود! میترسید لو بده اما تصمیم گرفت بگه فقط توی دانشگاه جونگکوک سال بالاییش بوده و فقط دوستن
+من توی دانشگاهی درس خوندم که جونگکوک هم درس خونده بود...اون سال بالایی من بود و چندباری برای درس ازش کمک گرفتم...پس برای همین رابطمون اینجوری دیده میشه!
پدر جونگکوک نایون رو موقع حرف زدن زیر نظر گرفت تا ببینه که دستاش لرزش داره یا هر نشونه ای از مخفی کردن...اما نایون خیلی خونسرد بود و همین باعث شد پدر جونگکوک بیخیال بشه و سرش رو تکون داد
=باشه...من دیگه میرم،ممنون که به سوالاتم جواب دادی
+کار خاصی نکردم!
وقتی پدر جونگکوک از اتاق خارج شد نایون نفسش رو آهسته داد بیرون و خودش رو روی تختش انداخت...چند مین گذشت و دوباره صدای در اتاقش اومد...
+دوباره کیه؟
جونگکوک سرش رو از بین فاصله در آورد داخل
–دوباره؟
نایون با شنیدن صدای جونگکوک سرجاش نشست
+بیا تو!
جونگکوک اومد و در رو پشت سرش قفل کرد... کنار نایون نشست
+اول مادرم،بعدش پدرت و الان هم تو!امروز همه دارن من رو سوال پیچ میکنن...پدرت طوری سوال می‌پرسید که من نزدیک بود همه چیز رو لو بدم!
جونگکوک کمی متعجب شد...چرا پدرش باید بیاد از نایون سوال بپرسه؟مگر اینکه ناشناس به پدرش هم پیام داده باشه و این ترسش رو چندین برابر کرد
–اون چی گفت؟
+منظورت پدرته؟درمورد تو حرف زد و بعد درمورد رابطمون پرسید وقتی بهش گفتم تو فقط برادر ناتنیمه باور نکرد و مجبور شدم بهش بگم ما فقط از دوران دانشگاه همدیگه رو میشناسیم و دوستیم
جونگکوک تصمیم گرفت نایون رو اذیت کنه
–دوست؟اما دوست ها باهم نمیخوابن...همدیگرو نمیبـ‌وسن!
نایون چشم غره ای به جونگکوک رفت و دوباره روی تختش افتاد
+تو شروع نکن!
–باشه...اومدم بهت بگم که من میرم عمارت مادربزرگم تا بیارمش اینجا تا برای عروسی اینجا باشه
+اوه همون مادربزرگی که میگفتی برات مثل یه مادر بوده و خیلی دوستش داری؟
–آره...
+میشه منم باهات بیام؟میترسم اگر توی این خونه بمونم افراد بیشتری بیان و ازم سوال بپرسن!
جونگکوک خندید و سر تکون داد
–باشه بیا...من میرم طبقه پایین منتظرم...
+باشه...
جونگکوک رفت و نایون مشغول آماده شدن شد... حوصله انتخاب لباس نداشت پس یه چیزی که دم دستش بود رو برداشت و پوشید و رفت طبقه پایین
≈نایون کجا میری؟
+همراه جونگکوک میرم تا بریم دنبال مادربزرگش
پدر جونگکوک‌ ابروش رو بالا انداخت
=و چرا تو هم میری؟
+امم...حوصلم توی خونه سر می‌ره برای همین!
این جواب راضی کننده نبود اما پدر جونگکوک هیچی نگفت و فقط سر تکون داد و نایون رفت سمت در که جونگکوک هم اونجا منتظر بود...باهم رفتن بیرون و نایون نفس عمیق کشید
+برای همین نمی‌خواستم اینجا بمونم!
در همین حال در اون طرف داستان بین والدینشون مکالمه ای شکل گرفته بود
=سوجین؟حس میکنم یه چیزی بین اون ها هست!
مادر نایون با این حرف کمی فکر کرد و سرش رو به معنی مخالفت تکون داد
≈نه،فقط اون دوتا خیلی خوب باهم کنار اومدن...امکان نداره را‌بطشون بیشتر از اون باشه،نایون بوی‌فرند داره...
اما هیچکس جز خود نایون و جونگکوک نمیدونست که اون فرد خود جونگکوکه
=خب این خیالم رو راحت می‌کنه،ولی به نظرم باید بیشتر حواسمون رو جمع کنیم
≈باشه...

ادامه دارد...
ــــــــــــــــــــــــ
شرطا:
10 لایک🌷
10 بازنشر🪷
ــــــــــــــــــــــــ
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
ــــــــــــــــــــــــ
#جونگکوک #ما‌نباید‌همدیگر‌رو‌میدیدیم‌اما‌دیدیم #رمان #فیک_جونگ_کوک #فیک_جونگکوک #فیک_بی‌تی‌اس
دیدگاه ها (۱۱)

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART²⁹(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART³⁰(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART²⁷(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART²⁶(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART¹¹(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط