{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝
Season¹
PART²⁷

(نایون+)(جونگکوک–)(پدر جونگکوک=)(مادر نایون≈)
والدینشون وارد عمارت شدن و اولین چیزی که نظرشون رو جلب کرد جونگکوک و نایون بود که پشت میز نشسته بودن و غذا می‌خوردن...
≈هوم چه بوی خوشمزه ای...
نایون و جونگکوک با لبخندی که سعی داشتن عادی به نظر برسه به والدینشون نگاه کردن و باهم گفتن
+- اوه خوش برگشتید...سفر خوب بود؟
=بد نبود به هرحال کاری بود!دو نفری صبحانه میخورید؟
–خب چون دو نفریم...کسی دیگه هم باید باشه؟
=حق با توعه...
≈دخترم این چند روز چطور بود؟
+خوب بود...
=بهتره آماده بشید چون عروسی هفته آیندست و بهتره همه چیز خوب پیش بره!
همون لحظه گوشی جونگکوک ویبره رفت...گوشیش رو برداشت و دید پیام از همون فرد ناشناسه...یه عکس از صبحانه خوردنشون...و یه عکس دیگه از کارای دیشبشون
¢هوم،صبحونه خوشمزست؟
جونگکوک نمیدونست چیکار کنه...چند ثانیه گذشت که پدرش گفت
=جونگکوک!دارم با تو حرف میزنم میفهمی؟
–متاسفم پدر...حواسم پرت شد.
نایون به چشمای جونگکوک نگاه کرد...دوباره ناامید بودن،جونگکوک از پشت میز بلند شد و به اتاقش رفت...کمی بعد نایون هم بلند شد و به بهونه رفتن به اتاق خودش،به اتاق جونگکوک رفت و آروم وارد شد...دید جونگکوک حواسش به گوشیشه و پشتش به نایون بود و انگار عصبیه چون رگ گردنش زده بود بیرون...در همین حال جونگکوک متوجه ورود نایون نبود و به چت کردن ادامه داد...
–5 میلیارد دلار بگیر و بیخیال شو!
¢بهت گفتم که!من پول نمی‌خوام!جدا شو...
–اصلا تو کی هستی
¢یه نفر که خیلی بهت نزدیکه...حواست به پشت سرت باشه نایون اونجاست
جونگکوک با این پیام سرش رو چرخوند و دید نایون داره بهش نزدیک میشه...ولی قبل از اون یه نگاه به بیرون انداخت.‌..کجا بود؟چطور داشت همه چیز رو میدید...
–اوه نفهمیدم اومدی داخل...
+جونگکوک چیشده؟دیشب توی شهربازی توی گوشیت غرق شدی و بعد هم اون حرف ها،الان هم که سر میز صبحانه با صدای پیام گوشیت حواست پرت شد و اومدی اتاقت و الان هم دوباره تمام تمرکزت توی گوشیت بود!اگر چیزی شده بهم بگو...
نایون نمی‌خواست به اون احتمال فکر کنه اما رفتار جونگکوک باعث شد که این کار رو بکنه
+از من خسته شدی و داری با...با یه زن دیگه آشنا میشی؟
جونگکوک عصبی بود اما با حرف های نایون نمیتونست عصبی بمونه...لبخندی زد و سرش رو تکون داد
–نه تو تنها زن زندگی منی...فقط..
+فقط چی؟
–هیچی...حس میکنم باید بیشتر مراقب باشیم...
نایون تعجب کرد چون جونگکوک هیچوقت فردی نبود که درمورد این چیز ها نگران باشه...
+جونگکوک چرا از جواب دادن طفره میری؟
–طفره نمیرم فقط نیاز دارم به زمان تا بتونم مشکل رو بهت بگم...میتونی صبر کنی؟
+باشه...اما صبر من هم حدی داره!
جونگکوک اول پرده ها رو کشید و بعد نایون رو به بغلش کشید
–ممنون
نایون حتی از اینکه جونگکوک پرده ها رو هم کشید تعجب کرد،ولی سکوت کرد و بعد از اون آغوش از اتاقش خارج شد و به اتاق خودش رفت...روی تختش نشست که تقه ای به در اتاق خورد و مادرش وارد شد و اومد کنارش نشست
≈نایون؟
+بله مادر؟
≈یه مدتیه مدام توی خونه ای...یادمه قبلا میگفتی یه بوی‌فرند خوشتیپ داری...دیگه نمیری ببینیش؟
مادر نایون نمیدونست کسی که داره درموردش صحبت می‌کنه جونگکوکه و یه مدت ازش جدا شده بوده و اما الان برگشتن به هم و چون دیگه توی یه خونه ان نیازی نیست برن بیرون...
+اوه خب...
≈نظرت چیه برای عروسی ما دعوتش کنی؟
نایون با این حرف جا خورد...نمیتونست بگه که اون فرد همون جونگکوکه و دعوتش به جشن،وقتی پدر خودش صاحب جشنه...باید یه بهونه جور میکرد...
+اوه خب اون یه مدته برای کار رفته آمریکا و تا ماه آینده نمیاد...
≈چه بد...عکسی ازش نداری؟می‌خوام ببینمش
این سوال مادرش از تمام مکالمشون ترسناک تر بود... آخه چطور ممکن بود یک نفر عکسی از پارتنرش نداشته باشه؟
+اوه عکس...اممم خب...گوشیم الان خاموش بعدا عکسش رو بهت نشون میدم
≈باشه...من دیگه میرم،اذیتت نمیکنم
+باشه...
مادر نایون،پیشونی نایون رو بوسید و رفت...چند مین بیشتر نگذشت که دوباره صدای تقه ای به در اومد...نایون فکر کرد حتما یا دوباره مادرشه و یا جونگکوک اما حتی تصور نمی‌کرد که اون فرد بهش سر بزنه...

ادامه دارد...
ـــــــــــــــــــــــــــ
شرطا:
10 لایک✨
10 بازنشر🌷
ـــــــــــــــــــــــــــ
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
ـــــــــــــــــــــــــــ
#جونگکوک #ما‌نباید‌همدیگر‌رو‌میدیدیم‌اما‌دیدیم #رمان #فیک_جونگ_کوک #فیک_جونگکوک #فیک_بی‌تی‌اس
دیدگاه ها (۱)

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART²⁸(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART²⁶(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART²⁵(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART¹³(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط