مان بغلی من

مان بغلی من

پارت ۴۴

دیانا: پرو

یاشار: کلی دیگه هم دارم

دیانا: بچه پرو برو بگیر بخواب

.. فردا‌ ..

ستایش: بگو دیگه

دیانا :چیزه من یکی رو در نظر دارم برات

ستایش: خجالتی کشیدم

دیانا: عه نگاه کن خوشش اومده پرو

ستایش: تو الان بهت بگن خوشت نمیاد

دیانا: چرا اما تو از من کوچیک تری

ستایش: حالا کی هست

دیانا: خودت میبی

ستایش: دیانا شاید مامانم راضی نشد
دیدگاه ها (۰)

سناریو تهیونگ

عشق میان ما پارت ۶

دیو و دلبر پارت 1_مامان فقط امشبه ساعت ۱۰ میرم قول میدم ساعت...

وقتی دوست برادرت بود و قرار بود برین سفر#پارت_2تقریبا نیم سا...

دو پارتی درخواستی اسمات*لطفا اگر خوشتون نمیاد و جنبه ندارین ...

THE FIRST KISSPART: 8بعد از حرفم سکوت کرد دوباره به سمت خونه...

#تکپارتیموضوع:(وقتی سه، چهار ماه از رابطه مون میگذره ولی ما ...

part 8شوگا:ات؟دست ات رو گرفت و برگردوندششوگا:چیزیت شده؟بهم ب...

part 60عصر//یونگی« پیام دادن وسایل رو آوردن»جین« به بادیگارد...

رمان جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط