{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سیگارِ روشنت را

سیگارِ روشنت را
در جنگلِ خشک و آشفته ی من انداختی
بعد پرسیدی :
" مزاحمتان که نشدم؟ "
خندیدم :
" نه ! اصلا " ...
دیدگاه ها (۱)

و معمولاً زندگیِ انسان سرشار از گُه‌گیجه‌هایی‌ست که نمی‌داند...

وفاداریِ یک زن زمانی معلوم می شود، که مردش هیچ نداشته باشدو ...

سرد شده ام بی روح شبیه ترس جنگل از لبخند برّنده ی تبرکه خفقـ...

چطور فرشته بمانم اینجا شهر مردمان عجیبی است که روزی هزار بار...

روحانی گفته برای ادامه ی جنگ باید نظر مردم رو بپرسیم!!!!آقای...

آغوش عشق در کنار مافیا . یک سال بعد .در با شدت باز شد ، با د...

My nurse

پارت ۱۴ روز بعد، وقتی از خونه بیرون اومدم، تهیونگ جلوی آسانس...

جنگل نفرین شده پارت ۱۱

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۸: سایه‌هایِ ناامیدیعمارت شبیه یه ...

نفرت و عشق🚬 [از زبان پریسا]صدای موتور ماشین‌های مشکی تو کوچه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط