{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دلیل گزارش دوباره میذارم

به دلیل گزارش دوباره میذارم


چند پارتی؟!

p:1

دختر زجر کشیده

...داشتم تو خونه راه میرفتم که اون دوباره اومد..پدرم! اون یه سادیسمی واقعی بود
با نیشخندی نزدیکم شد معلومه دوباره میخواد اذیتم کنه...همون طور که تو اون مدت بهم خیره بود یهو برادرم شاد و شنگول اومد سمتمون و رو کرد بهش و گفت:

دا.ت:بابا..میتونم برم بیرون با دوچرخه بازی کنم؟

یهو روشو برگردوند و لبخند زد:

جونگکوک:چرا که نه فسقلیه بابا؟..برو

بیرون آفتاب واقعا شدید بود نگران برگشتم سمت برادرم و بلند گفتم:

نه داداشی نرو بیرونو نگاه..آفتاب سوخته میشیا!

دا.ات:ولی من میخوام برم به توهم ربطی نداره

یهو دوباره صداش بلند شد:

جونگکوک:به تو چه ؟من بهش اجازه دادم پس میره توهم هیچ خری نیستی نمیتونی تصمیم بگیری

ات:....
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی؟!دختر زجر کشیده:)p:2 خیله خب ولی اگه چیزی شد به من...

چند پارتی؟!p:3دختر زجر کشیده:)دختر چند دقیقه داشت اون شبکه ر...

کابوس!part:15جونگکوک:اون طراحی شرکت دزدیدهسوکجین:کی؟+هیون سو...

ددی جئون ات: الان بهتری؟جونگکوک: اهوم........ مرسی که پیشم ب...

☆راند اخر☆part 9ات: منم ناخداگاه بغلش کردم و خوابم برد.... و...

☆رانداخر☆part20ات: از اتاق زدم بیرون...... داشتم میرفتم که ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط