{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از زندگی خسته شده بودم. میخواستم خودم رو از پنجره پرت

از زندگی خسته شده بودم. میخواستم خودم رو از پنجره پرت کنم پایین....وقتی به بابام اینو گفتم بابام گفت"این کارو نکنیا!!! توری پاره میشه پشه ها میان تو!!



















هیچی دیگه الان دارم دنبال پدر و مادر واقعیم میگردم
شماها ازشون خبر ندارید؟؟؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۸)

the first lie

KIM V

فوکوزاوا:نه دازای من قبول نکردم که تو به این ماموریت بری... ...

🔪🌀وقتی دستت برید و بهش نگفتی🌀🔪درخواستییساعت10 شبامروز  شوگا ...

رمان هکر کوچولوی من پارت اول

خب بریم برای پایان این سناریو الهه هام ✨ پدرش : راستش از این...

★دستبند ما؟!...p⁴پدرم که از تعجب و عصبانیت هیچی نمیگفت، با د...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:③فردا صبح با چشمایِ پُف کرده و قرمز بیدار شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط